تعداد بازدید : 448
تجسّس

518

النّهيُ عَن تَفتيشِ الأديانِ

2506.الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : لا تُفَتِّشِ النّاسَ عن أديانِهِم فتَبقى بلا صَديقٍ . 1

(انظر) التجسّس : باب 517 حديث 2500 .

519

جَوازُ التَّجَسُّسِ لِكَشفِ المُؤامراتِ

2507.الإمامُ عليٌّ عليه السلام : بَعثَني رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله أنا و الزُّبيرُ و المِقدادُ ، فقالَ : انْطَلِقوا حتّى تأتُوا رَوضةَ خاخ ، فإنّ بها ظَعينَةً مَعَها كِتابٌ، فَخُذوهُ مِنها . فانطلَقْنا تَتَعادى بنا خَيلُنا حتّى أتَينا الرَّوضَةَ، فإذا نحنُ بالظَّعينَةِ ، فقُلْنا : هَلُمّي الكتابَ، فقالتْ : ما عندي مِن كتابٍ، فقلتُ : لَتُخرِجِنَّ الكتابَ، أو لَنُلْقِيَنَّ الثِّيابَ . 2 فأخرَجَتْهُ مِن عِقاصِها . فأتَيْنا به النّبيَّ صلى الله عليه و آله ، فإذا هو مِن حاطِبِ بنِ أبي بَلْتَعةَ إلى ناسٍ مِن المشرِكينَ يُخبِرُهُم بِبَعضِ أمْرِ رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ، فقالَ : ما هذا يا حاطِبُ؟! فقالَ : يا رسولَ اللّه ِ ، لا تَعْجَلْ علَيَّ ، فإنّي كنتُ امْرأً مُلْصَقا في قُرَيشٍ و لم أكُنْ من أنْفُسِها ، و إنّ قريشا لهم بها قَراباتٌ يَحْمونَ بها أهْلِيهِم بمَكّةَ ، فأحْبَبتُ إذ فاتَني ذلكَ أنْ أتّخِذَ فيهِم يَدا يَحْمونَ قَرابتي بها . و اللّه ِ يا رسولَ اللّه ما كانَ بي مِن كُفرٍ و لا ارْتِدادٍ ، فقالَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : صَدَقَكُم . 3

518

نهى از تفتيش عقايد مردم

2506.امام صادق عليه السلام : از دين و آيين مردم پرس و جو مكن كه بى دوست مى مانى.

519

روا بودن تجسّس براى كشف توطئه ها

2507.امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله من و زبير و مقداد را مأمور كرد و فرمود: برويد تا به آبادى خاخ برسيد. در آن جا زنى كجاوه نشين مى بينيد كه با خود نامه اى دارد. آن نامه را از او بگيريد. ما راه افتاديم و اسبهايمان به تاخت مى رفتند تا آن كه به آبادى رسيديم و با آن زن كجاوه نشين رو به رو شديم. گفتيم: نامه را بده. گفت: من نامه اى ندارم. من گفتم: يا نامه را بيرون مى آورى يا لباسهايت را بازرسى مى كنيم. و او [ناچار ]نامه را از لا به لاى گيسوانش بيرون آورد. ما نامه را خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آورديم. نامه اى بود از حاطب بن ابى بلتعه به گروهى از مشركان، كه در آن اطلاعاتى درباره پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به آنها داده بود. پيامبر به حاطب فرمود: اين چيست، حاطب؟! عرض كرد: اى پيامبر خدا! درباره [مجازات ]من شتاب مكن؛ زيرا من از قريش نبودم، بلكه خود را هم پيمان و وابسته آنها كرده بودم؛ [مهاجران از ]قريش، در مكّه خويشاوندانى دارند كه از خانواده هاى آنان دفاع و حمايت مى كنند و من چون چنين خويشانى را نداشتم ، تصميم گرفتم به آنها خدمتى كنم و با اين كار از خويشان من در مكّه دفاع و حمايت كنند. يا رسول اللّه ! به خدا سوگند كه من نه كافر شده ام و نه مرتد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: او به شما راست مى گويد.

1.بحار الأنوار : 78/253/109.

2.و في خبر 2651 من سنن أبي داوود : «فقال عليّ : و الذي يُحلف به لأقتلنّكِ أو لتُخرجِنَّ الكتابَ ...».

3.سنن أبي داوود : 3/47/2650.

موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث شهر حدیث دانشکده علوم حدیث قم کنگره بين المللی بزرگداشت ثقة الاسلام کلینی دانشکده علوم حدیث تهران دانشکده مجازی علوم حدیث پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران انتشارات دارالحدیث