پرسش:
آيا اين حديث كه راه هاي رسيدن به خدا به تعداد مردم است، صحت دارد؟ آيا معنايش اين است كه هر كس با هر كاري مي تواند به خدا برسد؟
پاسخ:
اين سخن حديث نيست، بلكه منسوب به بعضي از دانشمندان مي باشد. البته ممكن است اين تعبير توجيه داشته باشد كه به شمار هر موجودي و حتي ذره اي به ظاهر بي مقدار، راه براي شناخت خدا وجود داشته باشد، زيرا تمام موجودات، شعاعي از ذات وجود خدا مي باشند. در نتيجه از آيات و نشانه هاي الهي به شمار مي آيند و ما را به سمت آفريدگار مي كشانند. علاوه بر وجود انسان ها، وجود جانداران و حتي اشياي به ظاهر بي جان چون كوه ها، جنگل ها و اقيانوس ها همه از ذات خدا حكايت داشته و ما را به طرف حق هدايت مي كنند. معناي سخن آن نيست كه هر كسي با هر كاري مي تواند به خدا برسد.
فطرت و نفس هر بشري در صورتي كه دست نخورده بماند و از عوارض شيطاني آلوده نشود، به طور فطري به سمت خدا متوجه مي گردد، اما چنين فطرت و نفسي براي رسيدن به قرب حق و دريافت تمام ملكات انساني، به تعليم و تربيت و نيز تزكيه نياز دارد. قرآن فرمود: "قد أفلح من زكّيها و قد خاب من دسّيها؛ هر كسي آن (نفس) را پاك گردانيد، قطعاً رستگارند و هر كسي آن نفس را آلوده اش كرد قطعاً زيانكار شد".(۱)
بعضي خيال مي كنند از راه موسيقي (كه امروزه به عنوان هنر مورد توجه قرار گرفته است) مي توان به خدا رسيد، به همين دليل گاهي حالتي خلسه مانند را مي توان در افراد موسيقي دان هنگام نواختن ديد كه به خيال خودشان اين حالت خلسگي نوعي تقرب يا دريافت نشئات عرفاني و ورود به درگاه الهي است، اما در واقع اين طور نيست و چنين پنداري فقط خوش خيالي است، بلكه چه بسا با مشغول كردن انسان به خود، از خدا و ياد او انسان را هر چه بيشتر دور كند.
در هر صورت هر كاري نمي تواند راهي براي رسيدن به خدا باشد، بلكه كاري مي تواند خدايي باشد كه براي رضا و در مسير او در لباس عبوديت و بندگي صورت پذيرد. منشأ و ريشه تمام راه هايي كه انسان را به قرب حق مي رساند، بندگي است.(۲)
از اين رو اگر بخواهيم در مسير بنده شدن گام برداريم، اولين كار اين است كه بايد دل و خواسته هاي آن را كنار بگذاريم و خواسته خدا را محور اعمال و رفتارمان قرار دهيم، تشريع واجبات و محرّمات در شريعت به همين منظور صورت گرفته است. انجام واجبات و ترك محرّمات تمريني است براي اين كه بتوانيم همه كارهايمان را بر اساس خواست خدا انجام دهيم و جز به اراده او توجهي نداشته باشيم.(۳)
پى نوشت ها:
۱. سورة شمس (۹۱) آية ۹ و ۱۰.
۲. استاد محمد تقي مصباح يزدي، به سوي او، ص ۶۵.
۳. همان، ص ۶۴.