تعداد بازدید : 360
معارف حدیث>پرسش و پاسخ>علوم حدیث>رجال>سند شناسی>حديث على مع الحق چه حديثي است و پايه اعتبار آن چه مقدار است؟
حديث على مع الحق چه حديثي است و پايه اعتبار آن چه مقدار است؟

پرسش:
حديث على مع الحق چه حديثي است و پايه اعتبار آن چه مقدار است؟
پاسخ:
حديث على مع الحق، حق، از نامهاى خدا و از صفات او و به معنى درست و واقع و كامل و عدل و به معنى قرآن و اسلام و ملك و مال و شايسته و واجب و لازم و ثابت و راست و نقيض باطل و استوارى و بهره و نصيب و مرگ است. همچنين به معنى ايجاد كننده چيزى است به اقتضاى حكمت يا چيزى است كه به اقتضاى حكمت ايجاد شده است يا اعتقاد به واقعيت و حقيقت امر و يا قول و فعلى است كه بر حسب آن چه واجب است، در وقتى كه واجب است و به اندازه اى كه واجب است صادر شود. اين كلمه در اصل لغت مصدر است به معنى در جاى خود قرار گرفتن و مطابقت و موافقت (مفردات، راغب، ۱۲۵؛ قاموس، فيروزآبادى، ۴۲۹؛ مجمع البحرين، طريحى، ۳۹۳) .
احاديثى به طرق معتبر شيعى و سنى روايت شده كه رسول الله (ص) در مناسبت هاى مختلف فرموده است: على (ع) و اصحاب او بر حقند و حق با على است و هر جا على باشد حق نيز آن جا است كه در همه آنها حق را به معانى مذكور در فوق مى توان تعبير نمود. اين احاديث دلائل ولايت و تقدم اميرالمؤمنين (ع) بر ساير صحابه و اسناد شايستگى بيشتر او براى خلافت از ديگران است. چند نمونه آنها ذيلا نقل مى شود:
۱) محمد بن عيسى ترمذى در جامع صحيح (۲/۲۹۸) به اسناد خود از اميرالمؤمنين (ع) روايت كرده است كه رسول الله (ص) فرمود: «رحم الله عليا. اللهم أدر الحق معه حيث دار» يعنى : خداى رحمت كند على را. خدايا حق را با على بگردان آن جا كه او مى گردد. اين حديث را حاكم نيشابورى نيز در المستدرك على الصحيحين، ۳/۱۲۴) و فخر رازى در تفسير كبير (به نقل از فضائل الخمسة من الصحاح الستة، فيروز آبادى، ۲/۱۰۸) روايت كرده اند. فخر رازى گفته است: به استناد اين حديث هر كس على را امام و پيشواى دين خود قرار دهد به عروة الوثقى چنگ زده است؛
۲) نيشابورى در المستدرك (۳/۱۱۹) به سند خويش از عمره دختر عبدالرحمن چنين روايت كرده است: وقتى على (ع) عازم بصره گرديد براى توديع به خانه ام سلمه همسر رسول الله (ص) رفت. ام سلمه او را گفت: «سر فى حفظ الله و فى كنفه فو الله انك لعلى الحق و الحق معك. و لولا انى اكره أن أعصى الله و رسوله فانا امرنا أن نفر فى بيوتنا لسرت معك. و لكن والله لارسلن معك من هو افضل عندى و اعز على نفسى، ابنى» يعنى: برو در حفظ و پناه الهى. قسم به خداى كه تو بر حقى و حق با تو است. اگر نبود كه نمى خواهم خداى و رسول او را نافرمانى كنم زيرا رسول الله (ص) به ما امر كرده است در خانه خود بمانيم ـ از آمدن با تو درنگ نمى كردم. ليكن كسى را با تو خواهم فرستاد كه به خدا سوگند از جانم بهتر و عزيزتر است. او پسر من است. حاكم اين حديث و حديث قبلى را صحيح دانسته است؛
۳) خطيب بغدادى در تاريخ بغداد (۱۴/۳۲۱)، به سند خود از ابوثابت مولاى ابوذر چنين آورده است: روزى به خانه ام سلمه رفتم. ديدم مى گريد و از على (ع) ياد مى كند و مى گويد: از رسول الله (ص) چنين شنيدم كه «على مع الحق و الحق مع على و لن يفترقا حتى يردا على الحوض يوم القيامة» يعنى: على با حق است و حق با على است. اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا بر سر حوض (كوثر) در روز قيامت بر من وارد شوند؛
۴) ابوالحسن نورالدين الهيثمى در مجمع الزوائد و منبع الفوائد (۷/۲۳۵)، به سند خويش از محمد بن ابراهيم تيمى چنين روايت كرده است: چون معاويه در سفر حج به مدينه آمد مردم به سلام او رفتند. سعد بن ابى وقاص از آن جمله بود. معاويه چون او را ديد گفت: اين است آن كه ما را در حقمان عليه باطل غير ما يارى نكرد (سعد در جنگ صفين بى طرف بود) سعد سكوت كرد و چيزى نگفت. معاويه گفت: چرا حرفى نمى زنى؟ گفت: فتنه و ظلمتى برانگيخته شده بود و من به حكم خداى به شترم گفتم: «اخ اخ» و او را تا رفع فتنه بر جاى خواباندم. مردى گفت: من كتاب خداى را از اول تا آخر خوانده ام در آن «اخ اخ» نديده ام. سعد گفت: اين سخن كه گفتم از آن است كه از رسول الله (ص) شنيدم: «على مع الحق او الحق مع على حيث كان» على با حق است ـ يا حق با على است ـ هر جا باشد. گفت: چه كسى اين حديث را شنيده است؟ سعد گفت: رسول الله (ص) اين سخن را در خانه ام سلمه فرمود. معاويه كسى را به خانه ام سلمه فرستاد و در اين باره پرسش نمود. ام سلمه گفت: به تحقيق كه اين سخن را رسول الله (ص) در خانه من فرمود. آن مرد به سعد گفت: هرگز مانند اين ساعت نزد من لئيم جلوه نكرده اى! سعد گفت: چرا؟ گفت: اگر چنين سخنى را من از رسول الله (ص) شنيده بودم تا دم مرگ خادم على باقى مى ماندم؛
۵) هيثمى در جاى ديگر از آن كتاب (۹/۱۳۴) به روايت طبرانى از ام سلمه آورده است كه مى گفت: كان على عليه السلام على الحق. من اتبعه اتبع الحق و من تركه ترك الحق. عهد معهود قبل يومه هذا» يعنى: على عليه السلام بر حق بود. هر كه از او پيروى كند از حق پيروى كرده و هر كه او را ترك گويد حق را ترك گفته است. اين پيمانى است كه قبل از امروز او (جنگ جمل) بسته شده است؛
۶) همچنين در مجمع الزوائد (۷/۲۳۴) به روايت ابويعلى و سعيد بن منصور از ابوسعيد خدرى آمده است كه: «كنا عند بيت النبى صلى اله عليه و سلم فى نفر من المهاجرين و الانصار... (الى ان قال) و مر على بن ابى طالب عليه السلام: فقال: الحق مع ذا. الحق مع ذا» يعنى: نزد خانه رسول الله (ص) بوديم ... على بن ابى طالب (ع) از آن جا گذشت. پس پيغمبر فرمود: حق با اين مرد است. حق با اين مرد است. اين حديث را با همين لفظ و سند على متقى هندى نيز در كنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال (۱۲/۱۲۵۸) روايت كرده است؛
۷) در حديث ديگر در كنز العمال (۱۲/۱۲۵۶) به روايت طبرانى در المعجم الكبير از كعب بن عجره چنين آمده است كه رسول الله (ص) فرمود: تكون بين الناس فرقة و اختلاف فيكون هذا و اصحابه على الحق» يعنى: بين مردم جدائى و اختلاف خواهد افتاد. پس على و اصحاب او بر حقند.
در احاديث بسيار ديگر كه رسول الله (ص) اميرالمؤمنين (ع) را به عنوان شايسته ترين مرد براى خلافت و امامت و راهنمايى به صراط مستقيم و هادى و مهدى و عادل ترين و ماهرترين قاضى و حجت خدا و حجت پيغمبر او بر خلق معرفى نموده همه مؤيد بر حق بودن و با حق بودن آن حضرت است. عمار بن ياسر و ابوايوب انصارى در اين باب حديثى از رسول الله (ص) روايت كرده اند به شرح ذيل: «يا عمار ان رأيت عليا قد سلك واديا و سلك الناس واديا غيره فاسلك مع على ودع الناس انه لن يدلك على ردى و لن يخرجك من الهدى» . يعنى: اى عمار اگر ديدى على از راهى مى رود و همه مردم از راه ديگر. تو با على برو و ساير مردم را رها كن. يقين بدان او هرگز ترا به راه هلاك نمى برد و از شاهراه رستگارى خارج نمى سازد (كنزالعمال، ۱۲/۱۲۱۲، ۱۲۹۳ به بعد؛ تاريخ بغداد، خطيب بغدادى، ۲/۸۸؛ رياض النضرة، طبرى، ۲/۱۹۳؛ كنوز الحقايق، مناوى، ۴۳) .
منبع: دايرة المعارف تشيع / ج ۶، ص ۱۷۷

موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث شهر حدیث دانشکده علوم حدیث قم پایگاه جامع کنگره های مؤسسه دارالحدیث دانشکده علوم حدیث تهران دانشکده مجازی علوم حدیث پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران انتشارات دارالحدیث