تعداد بازدید : 1393
اصلى‏ترين شرط اجابت دعا

اصلى‏ترين شرط اجابت دعا

اصلى ‏ترين شرط اجابت دعا
از وعده‏هاي خداوند متعال اجابت دعاى نيايشگران است، ليكن تحقق اين وعده منوط به تحقق حقيقت دعا از سوى داعى است و حقيقت دعا عبارت است از اين كه «انسان خود را در برابر خداوند متعال نيازمند مطلق ببيند و با پرستش او درصدد جلب عنايت و رحمت او برآيد».
شناخت و جزم قلبي به اين حقيقت امري ساده و تحقق آن امري آسان و سهل الوصول نيست، بلكه مقدماتي براي رسيدن به اين مقام لازم است. در روايات شريفه اهل بيت عليهم‏السلام مقدماتي براي تحقق حقيقت دعا ذكر شده است كه اشاره‏اي گذرا به آن سودمند است.
اين مقدمات عبارتند از:

1. شناخت
امام كاظم عليه‏السلام نقل ميكند عدّه‏اى به [امام] صادق عليه‏السلام گفتند: دعا مى‏كنيم؛ امّا دعايمان مستجاب نمى‏شود! ايشان فرمود: لِأَنَّكُم تَدعونَ مَن لا تَعرِفونَهُ؛(1)
چون شما كسى را مى‏خوانيد كه نمى‏شناسيدش.

2. اخلاص
امام على عليه‏السلام: عَلَيكَ بِإِخلاصِ الدُّعاءِ؛ فَإِنَّهُ أخلَقُ بِالإِجابَةِ؛(2)
بر تو باد اخلاص داشتن در دعا؛ زيرا چنين دعايى، به اجابت، سزاوارتر است.

3. عمل
امام على عليه‏السلام: مَن عَظَّمَ أوامِرَ اللّه‏ِ أجابَ سُؤالَهُ؛(3)
هر كس اوامر خداوند را بزرگ شمارد، خداوند درخواست او را جواب مى‏دهد.

4. پاك بودن درآمد و خوراك
امام صادق عليه‏السلام: إذا أرادَ أحَدُكُم أن يُستَجابَ لَهُ، فَليُطَيِّب كَسبَهُ، وَليَخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ، وإنَّ اللّه‏َ لا يُرفَعُ إلَيهِ دُعاءُ عَبدٍ وفي بَطنِهِ حَرامٌ، أو عِندَهُ مَظلِمَةٌ لِأَحَدٍ مِن خَلقِهِ؛(4)
هر گاه فردى از شما خواست دعايش مستجاب شود، درآمدش را پاك گرداند و از زير بار حقوق مردم بيرون برود. دعاى بنده‏اى كه در شكمش حرام باشد، يا حقّ يكى از خلق خدا به گردنش باشد، به درگاه خداوند بالا نمى‏رود.

5. حضور قلب
امام صادق عليه‏السلام: إنَّ اللّه‏َ عز و جل لا يَستَجيبُ دُعاءً بِظَهرِ قَلبٍ ساهٍ، فَإِذا دَعَوتَ فَأَقبِل بِقَلبِكَ، ثُمَّ استَيقِن بِالإِجابَةِ؛(5)
خداوند دعايى را كه از روى دلِ غافل باشد، نمى‏پذيرد. پس هر گاه دعا كردى، با دلت رو كن، آن گاه به اجابت، يقين داشته باش.

6. حالت انقطاع
مصباح الشريعة ـ در آنچه به امام صادق عليه‏السلام نسبت داده است ـ : سُئِلَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى الله عليه و آله عَنِ اسمِ اللّه‏ِ الأَعظَمِ، قالَ: كُلُّ اسمٍ مِن أسماءِ اللّه‏ِ، فَفَرِّغ قَلبَكَ عَن كُلِّ ما سِواهُ، وَادعُهُ بِأَيِّ اسمٍ شِئتَ؛ فَلَيسَ فِي الحَقيقَةِ للّه‏ِِ اسمٌ دونَ اسمٍ، بَل هُوَ الواحِدُ القَهّارُ؛(6)
از پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره اسم اعظم خدا سؤال شد. فرمود: همه نام‏هاى خدا اسم اعظم‏اند. پس، دلت را از هر آنچه جز اوست، خالى گردان و آن گاه او را با هر نامى كه خواستى، بخوان؛ زيرا در حقيقت براى خداوند، نام خاصّى نيست؛ بلكه او يكتاى قهّار است.

اصلى‏ترين و محوري‏ترين شرط اجابت دعا

بررسي متون ديني و تامل در آن، خصوصا روايات مرتبط با مساله اجابت دعا، ما را به اين نكته رهنمون ميسازد كه همه اين مقدمات و نكاتي كه درباره اجابت دعا مطرح شده است به يك نقطه اصلي و محوري منتهي ميشود و آن چيزي جز "حال انقطاع و تهى كردن دل از اميد به غير خداوند متعال" نيست كه هر چه اين حال در نيايشگر تقويت شود، دعاى او به اجابت، نزديك‏تر مى‏گردد.
كسى كه خود را نيازمند مطلق به بى‏نياز مطلق مى‏بيند، از غير او منقطع مى‏گردد و به او مى‏پيوندد.
به سخن ديگر خواندن خداوند متعال با خواندن غير او تفاوت جوهرى دارد و تا حال انقطاع به انسان دست ندهد در واقع خدا را نمى‏خواند. حال انقطاع همان حالى است كه از آن تعبير به خالى كردن دل از غير خدا شده است، چنان كه در حديث بالا گذشت وقتي از پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره اسم اعظم سؤال كردند، ايشان به فراغت دل از غير خدا و توجه كامل به مقام ربوبي اشاره مي‏كنند.
هر چه اين حال در نيايشگر تقويت شود، دعاى او به اجابت نزديكتر مى‏گردد، تا انجا كه ممكن است بدون دعا نيز خواسته او تأمين گردد.

امام صادق عليه‏السلام: إنَّ العَبدَ لَيَكونُ لَهُ الحاجَةُ إلَى اللّه‏ِ عز و جل، فَيَبدَأُ بِالثَّناءِ عَلَى اللّه‏ِ وَالصَّلاةِ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، حَتّى يَنسى حاجَتَهُ، فَيَقضيهَا اللّه‏ُ لَهُ مِن غَيرِ أن يَسأَلَهُ إيّاها؛(7)
بنده به خداوند حاجتى دارد و شروع به ثناى خداوند و صلوات فرستادن بر محمّد و خاندان محمّد مى‏كند، تا جايى كه يادش مى‏رود حاجتى داشته است، پس خداوند حاجتش را، بى‏آن كه آن را از خداوند درخواست كند، برايش برآورده مى‏سازد.

به سخن ديگر، اجابت دعا، يك شرطْ بيشتر ندارد و آن، تحقّق حقيقت دعا از سوى دعاكننده است؛ اما تا حال انقطاع به انسانْ دست ندهد، حقيقت دعا تحقّق نمى‏يابد. از اين رو، هنگامى كه انسان در مورد نيازى از نيازهاى خود، بيچاره و مُضطر شود و پناهگاهى جز خداوند متعال نبيند، دعاى او مستجاب مى‏گردد.
علاّمه سيّد محمّدحسين طباطبايى ـ رضوان‏اللّه‏تعالى‏عليه ـ در تبيين آيه: «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ...»(8) مى‏فرمايد:
«مراد از اجابت درمانده‏اى كه او را مى‏خوانَد، پاسخ مثبت دادن به درخواستِ دعاكنندگان و برطرف كردن نياز آنهاست. خداوند، صفت درماندگى را آورده تا به دعا كننده، حقيقت دعا و درخواست را يادآورى كند؛ زيرا مادام كه انسان در تنگناى درماندگى نيفتد و در رسيدن به خواستش آزادى عمل داشته باشد، درخواستش خالصانه نخواهد بود و اين، مطلب روشنى است.
اما اين كه اجابت دعا را به دعا كردن (درخواست كردن از خدا) مشروط كرده و فرموده است: «إِذَا دَعَاهُ؛ آن‏گاه كه او را بخوانَد»، براى اشاره به اين نكته است كه در دعا بايد تنها از خداوند پاك، طلب كرد و اين، زمانى عملى مى‏شود كه دعا كننده، از تمامى اسباب و علل ظاهرى دست بكشد و دلش را تنها به خداوند بپيوندد؛ اما كسى كه دلش را تنها به اسباب و علل ظاهرى و يا به آنها و به خداوند با هم پيوند دهد، پروردگارش را نخوانده؛ بلكه ديگرى را خوانده است.
پس هرگاه دعا كننده در دعا صادق باشد و تنها از خداوند بخواهد، خداوند والا، خواست او را اجابت مى‏كند و گرفتارى‏اى را كه او را به درخواست و دعا واداشته، برطرف مى‏سازد؛ همان گونه كه خداوند متعال فرموده است: «ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛(9) مرا بخوانيد تا برايتان اجابت كنم». در اين‏جا شرط اجابت را تنها دعا كردن حَقيقى قرار داده است و اين كه درخواست، تنها بايد از خداوند صورت بگيرد».(10)
علامه طباطبايى، همچنين در تفسير جمله: «وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الاْءَرْضِ؛(11) و شما را خليفگان زمين قرار داد»فرموده است:
«آنچه از سياق كلام به دست مى‏آيد، اين است كه مراد از خلافت، خلافتى است كه خداوند در زمين براى انسان‏ها قرار داده تا با آن، هرگونه كه مى‏خواهند، در زمين، دخل و تصرف و ساخت و ساز كنند، همان گونه كه خداوند متعال فرموده است: «وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الاَرْضِ خَلِيفَةً؛(12) و به يادآر هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمين خليفه‏اى قرار مى‏دهم» و اين، از آن روست كه دخل و تصرف انسان به وسيله مقام خلافت، در زمين و هر چه در آن است، مربوط به زندگى و معاش اوست. بنا بر اين، گرفتارى ـ كه انسان را به درماندگى مى‏افكند، تا آن جا كه از خداوند، برطرف شدنش را درخواست مى‏كند ـ، ناگزير، مربوط به چيزى است كه انسان از تصرّف در آن و يا بخشى از آن، ممنوع شده است و درهاى زندگى و ماندگارى و هر چه به زندگى مربوط است و يا پاره‏اى از درهاى زندگى را به روى او مى‏بندد، و برطرف شدن آن (گرفتارى) از انسان، موجب تماميت خلافتش مى‏گردد.
اگر دعا و درخواست را در عبارت قرآنى «إِذَا دَعَاهُ»، اعم از درخواست زبانى بدانيم، اين معنا، بيشتر و بيشتر روشن مى‏شود، همان طور كه از اين كلام خداوند، روشن است: «وَءَاتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا؛(13) و از هر چه شما مى‏خواستيد، به شما داد و اگر نعمت‏هاى خدا را بشماريد، نخواهيد توانست كه به تمامى بشماريد» و نيز: «يَسْاَلُهُ مَن فِى السَّمَاوَاتِ وَ الاَرْضِ؛(14) هر كس در آسمان‏ها و زمين است، از او درخواست مى‏كند». بنا بر اين، تمامى توانى كه براى دخل و تصرّف به انسان داده شده و روزى او شده است، خود، نوعى برطرف كردن گرفتارىِ درمانده نيازمند، در پى درخواست اوست. پس او را خليفه قرار داد و در پى اجابت درخواست او و برطرف ساختن گرفتارى‏اى برآمد كه وى در آن، در مانده است».(15)
 

منبع: كتاب «نهج الدعاء ج1»،
مولف: محمد محمدي ري شهري،
همكار: رسول افقي، احسان سرخه اي،
مترجم: حميدرضا شيخي،
تحقيق: مركز تحقيقات دارالحديث


پاورقي
1. التوحيد: ص 288 ح 7 عن يزيد بن الحسن الكحّال، إحقاق الحقّ: ج 12 ص 266 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 93 ص 368 ح 4.
2. غرر الحكم: ح 6091، عيون الحكم والمواعظ: ص 335 ح 5717.
3. كنزالفوائد: ج 1 ص 278، بحار الأنوار: ج 78 ص 90 ح 95.
4. فلاح السائل: ص 101 ح 39، بحار الأنوار: ج 93 ص 321 ح 31.
5. الكافي: ج 2 ص 473 ح 1، عدّة الداعي: ص 126 كلاهما عن سليمان بن عمرو، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 11 ح 2002، بحار الأنوار: ج 93 ص 305 ح 1.
6. مصباح الشريعة: ص 129، بحار الأنوار: ج 93 ص 322 ح 36.
7. الكافي: ج 2 ص 501 ح 2، عدّة الداعي: ص 233 كلاهما عن هارون بن خارجة، الدعوات: ص 22 ح 25 وليس فيه «وآل محمّد»، بحار الأنوار: ج 93 ص 312 ح 17 و ص 342 ح 11.
8. نمل: آيه 62: «يا كيست كه درمانده را ـ آن گاه كه او را بخوانَد ـ اجابت مى‏كند و گرفتارى‏اش را برطرف مى‏سازد؟».
9. مؤمن: آيه 60.
10. الميزان في تفسير القرآن: ج 15 ص 381.
11. نمل: آيه 62.
12. بقره: آيه 30.
13. ابراهيم: آيه 34.
14. الرحمن: آيه 29.
15. الميزان في تفسير القرآن: ج 15 ص 383.

كتابنامه
1. إحقاق الحقّ و إزهاق الباطل، نور اللّه‏ بن السيّد شريف الشوشترى (القاضى التسترى) (م 1019 ق)، تعليقات: السيّد شهاب الدين المرعشى، قم: مكتبة آية اللّه‏ المرعشى،1411 ق، اوّل.
2. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار عليهم‏السلام، محمد باقر بن محمد تقي المجلسي (ت1110ه)، مؤسسة الوفاء ـ بيروت، الطبعة الثانية 1403ه.
3. التوحيد، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م 381 ق )، تحقيق: السيّد هاشم الحسينى الطهرانى، قم: مؤسّسة النشر الإسلامى، 1398 ق، اوّل.
4. الدعوات، أبو الحسين سعيد بن عبد اللّه‏ الراوندي المعروف بقطب الدين الراوندي (ت573ه)، تحقيق ونشر: مؤسسة الإمام المهدي (عج) ـ قم، الطبعة الاُولى 1407ه.
5. عدّة الداعي ونجاح الساعي، أبو العباس أحمد بن محمد بن فهد الحلّي الأسدي (ت841ه)، تحقيق: أحمد الموحّدي، مكتبة وجداني ـ طهران.
6. عيون الحكم والمواعظ، أبو الحسن علي بن محمد الليثي الواسطي (ق6)، تحقيق: حسين الحسني البيرجندي، دار الحديث ـ قم، الطبعة الأولى 1418ه.
7. غرر الحكم ودرر الكلم، عبد الواحد الآمدي التميمي (ت550ه)، تحقيق: جلال الدين المحدّث الاُرموي، جامعة طهران، الطبعة الثالثة 1360 ش.
8. فلاح السائل، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت664ه)، تحقيق: غلامْحسين مجيدي، مكتب الإعلام الإسلامي ـ قم، الطبعة الاُولى 1419ه.
9. الكافي، أبو جعفر ثقة الإسلام محمد بن يعقوب بن إسحاق الكليني الرازي(ت329ه)، تحقيق: علي أكبر الغفّاري، دار صعب ودار التعارف ـ بيروت، الطبعة الرابعة 1401ه.
10. كنز الفوائد، أبو الفتح محمد بن علي بن عثمان الكراجكي الطرابلسي (ت449ه)، إعداد: عبد اللّه‏ نعمة، دار الذخائر ـ قم، الطبعة الاُولى 1410ه.
11. مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة، المنسوب إلى الإمام الصادق عليه‏السلام، شرح: عبد الرزّاق الگيلاني، نشر صدوق ـ طهران، الطبعة الثالثة 1407 ش.
12. مكارم الأخلاق، أبو علي الفضل بن الحسن الطبرسي (ت548ه)، تحقيق: علاء آل جعفر، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم، الطبعة الاُولى 1414ه.
13. الميزان في تفسير القرآن، محمد حسين الطباطبائي (ت 1402ه)، مؤسسة مطبوعاتي إسماعيليان ـ قم، الطبعة الثالثة 1394ه.

موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث شهر حدیث دانشکده علوم حدیث قم کنگره بين المللی بزرگداشت ثقة الاسلام کلینی دانشکده علوم حدیث تهران دانشکده مجازی علوم حدیث پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران انتشارات دارالحدیث