تعداد بازدید : 715
حالت‏هاى متناسب با نيايش

حالات نیایش

حالت‏هاى متناسب با نيايش


در احاديث، حالت‏هاى گوناگونى براى نيايشگر به تصوير كشيده شده است، مانند:

1. تبتُّل

امام صادق عليه‏السلام: ... وقَولُهُ: «وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً» الدُّعاءُ بِإِصبَعٍ واحِدَةٍ تُشيرُ بِها ...؛(1)
«... و فرموده او كه: «و به درگاه او تبتّل كن»، (تَبتُّل) به اين معناست كه با يك انگشت، اشاره نمايى و دعا كنى ...»

امام صادق عليه‏السلام: ... وَالتَّبَتُّلُ الإِيماءُ بِالإِصبَعِ ...؛(2)
«... تبتّل هم اشاره كردن با انگشت است ...»

2. استعاذه

امام على عليه‏السلام: إذا سَأَلتَ اللّه‏َ فَاسأَلهُ بِبَطنِ كَفَّيكَ، وإذا تَعَوَّذتَ فَبِظَهرِ كَفَّيكَ ...؛(3)
«هر گاه از خدا درخواست كردى، با كف دستانت از او درخواست كن و هر گاه پناه بُردى، با پشتِ دستانت پناه ببر...»

الكافي عن محمّد بن مسلم وزرارة: قُلنا لِأَبي عَبدِ اللّه‏ِ عليه¬السلام: ...كَيفَ الاِستِعاذَةُ؟ قالَ: تُفضي بِكَفَّيكَ(4)؛
محمّد بن مسلم و زراره: به امام صادق عليه‏السلام گفتيم: ...استعاذه (پناه بردن) چگونه است؟
فرمود: «كفِ دو دستت را به طرف فضا قرار مى‏دهى.»(5)

3. رَهبت

امام صادق عليه‏السلام: ...وَالرَّهبَةُ أن تَجعَلَ ظَهرَ كَفَّيكَ إلَى السَّماءِ؛(16)
«...و رَهبت، آن است كه پشتِ دستانت را به طرف آسمان، قرار دهى.»

امام كاظم عليه‏السلام: ...وَالرَّهبَةُ: أن تُكفِئَ كَفَّيكَ فَتَرفَعَهُما إلَى الوَجهِ؛(17)
«...و رَهبت، آن است كه كفِ دستانت را به طرف زمين كنى و آنها را تا صورت، بالا آورى.»

4. تضرُّع

الكافي عن أبي بصير: سَأَلتُهُ [أيِ الصّادِقَ عليه¬السلام]: عَنِ الدُّعاءِ ورَفعِ اليَدَينِ. فَقالَ: عَلى أربَعَةِ أوجُهٍ: ...ودُعاءُ التَّضَرُّعِ أن تُحَرِّكَ إصبَعَكَ السَّبّابَةَ مِمّا يَلي وَجهَكَ، وهُوَ دُعاءُ الخيفَةِ؛(6)
الكافى به نقل از ابو بصير: از امام صادق عليه‏السلام درباره دعا و بالا بردن دست‏ها پرسيدم. فرمود: «چهار صورت دارد: ...و دعاى تضرّع، آن است كه انگشت سبّابه‏ات در برابر صورتت تكان دهى، و اين، دعاىِ ترس است».

امام صادق عليه‏السلام: ...وَالتَّضَرُّعُ تَحريكُ الإِصبَعِ؛(7)
«...و تضرّع، تكان دادن انگشت است...»

5. اخلاص

الدعوات الكبير به نقل از ابن عبّاس: پيامبر خدا فرمود: الإِخلاصُ هكَذا؛ ورَفَعَ إصبَعا واحِدَةً مِنَ اليَدِ اليُمنى...؛(8)
«اخلاص، اين گونه است» و يك انگشت از دست راست را بالا برد...

6. ابتهال

امام صادق عليه‏السلام: ...وَالاِبتِهالُ أن تَمُدَّ يَدَيكَ جَميعا؛(9)
«ابتهال، اين است كه هر دو دستت را با هم بكشى.»

الكافي عن أبي بصير: سَأَلتُهُ [أيِ الصّادِقَ عليه¬السلام]: عَنِ الدُّعاءِ ورَفعِ اليَدَينِ. فَقالَ: عَلى أربَعَةِ أوجُهٍ: ...وأمَّا الاِبتِهالُ فَرَفعُ يَدَيكَ تُجاوِزُ بِهِما رَأسَكَ؛(10)
الكافى به نقل از ابو بصير: از امام صادق عليه‏السلام درباره دعا و بالا بردن دست‏ها پرسيدم، فرمود: «چهار صورت دارد: ...و در ابتهال، دستانت را تا بالاتر از سرت بلند مى‏كنى...».

7. استكانت

امام على عليه‏السلام: پيامبر خدا صلى¬الله¬عليه¬و¬آله به ما فرمود: ...ودُعاءُ الاِستِكانَةِ هكَذا؛ وقَبَضَ يَدَيهِ إلى مَنكِبِهِ، وقالَ صلى¬الله¬عليه¬و¬آله: لا يَكونُ ذلِكَ إلاّ فِي الخَلاءِ؛(11)
...«دعاى استكانت، اين گونه است» و دو دستش را به طرف شانه‏اش جمع كرد و فرمود: «اين حالت، فقط در وقت خلوت است».

امام صادق عليه‏السلام: إنَّ الاِستِكانَةَ فِي الدُّعاءِ أن يَضَعَ يَدَيهِ عَلى مَنكِبَيهِ حينَ دُعائِهِ؛(12)
«استكانت در دعا، آن است كه شخص، وقتى خداوند را مى‏خوانَد، دو دستش را روى شانه‏هايش قرار دهد.»(13)

8. رَغبت

امام صادق عليه‏السلام: الرَّغبَةُ تَبسُطُ يَدَيكَ وتُظهِرُ باطِنَهُما...؛(14)
«رغبت، اين است كه دو دستت را بگشايى و كفِ آنها را به طرف بالا قرار دهى...»

امام كاظم عليه‏السلام: ...وَالرَّغبَةُ: أن تَستَقبِلَ بِراحَتَيكَ السَّماءَ، وتَستَقبِلَ بِهِما وَجهَكَ؛(15)
«تبتّل، آن است كه كفِ دستانت را در دعا، آن گاه كه دعا مى‏كنى، وارونه سازى...»

9. مسئلت

الكافي عن محمّد بن مسلم وزرارة: قُلنا لِأَبي عَبدِ اللّه‏ِ عليه¬السلام: كَيفَ المَسأَلَةُ إلَى اللّه‏ِ تَبارَكَ وتَعالى؟ قالَ: تَبسُطُ كَفَّيكَ؛(18)
الكافى به نقل از محمّد بن مسلم و زراره: به امام صادق عليه‏السلام گفتيم: مسئلت كردن از درگاه خداوند تبارك و تعالى به چه نحو است؟ فرمود: «دو دستت را مى‏گشايى».

امام على عليه‏السلام: إذا سَأَلتَ اللّه‏َ فَاسأَلهُ بِبَطنِ كَفَّيكَ؛(19)
«هر گاه از خدا درخواست كردى، با كف دستانت از او درخواست كن.»

10. بصبصه

بصائر الدرجات عن ابن سنان عن الإمام الصادق عليه السلام أنَّهُ لَمّا دَعا عَلى داوُدَ بنِ عَلِيٍّ: رَفَعَ يَدَيهِ فَوَضَعَهُما عَلى مَنكِبِهِ، ثُمَّ بَسَطَهُما، ثُمَّ دَعا بِسَبّابَتِهِ....
فَقُلتُ لَهُ: فَرَفعُ اليَدَينِ ما هُوَ؟ قالَ: الاِبتِهالُ. فَقُلتُ: فَوَضعُ يَدَيكَ وجَمعُهُما؟ قالَ: التَّضَرُّعُ. قُلتُ: ورَفعُ الإِصبَعِ؟ قالَ: البَصبَصَةُ؛(20)
امام صادق عليه‏السلام، هنگامى كه داوود بن على را نفرين كرد، هر دو دستش را بلند كرد و روى شانه‏اش قرار داد. سپس، آنها را گشود و آن گاه با انگشت اشاره‏اش دعا كرد....
من گفتم: بالا بردن دست‏ها (براى) چيست؟ فرمود: «(براى) ابتهال». گفتم: قرار دادن دست‏ها و جمع كردن آنها چه معنا دارد؟ فرمود: «تضرّع است». گفتم: بلند كردن انگشت(، چه)؟ فرمود: «بَصْبَصه(21) است».

معاني الأخبار: إنَّ البَصبَصَةَ أن تَرفَعَ سَبّابَتَيكَ إلَى السَّماءِ، وتُحَرِّكَهُما وتَدعُوَ؛(22)
بصبصه، آن است كه دو انگشت نشانه‏ات را به سوى آسمان بردارى و تكانشان دهى و دعا كنى.



نكته قابل توجه در تبيين احاديث ياد شده و بهره‏گيرى از آنها اين است كه حالت و هيئت انسان در عبادت‏هاى بدنى، در واقع، تمثّل و تجسّم حقايق و حالات درونى اوست(23) و در صورتى كه دين، هيئت خاصّى را براى عبادتى تعيين و تكليف كرده باشد (مانند هيئت طواف وسعى)، مكلّف، موظّف به ايجاد آن هيئت در خويش، در تبعيّت فرمان خداوند متعال است، چه حال متناسب با آن را داشته باشد و چه نداشته باشد. البته بى‏ترديد، تحقّق حال مطلوب، در كمال عبادت، مؤثر است.
اما حالات و هيئت‏هايى كه در احاديث ياد شده براى نيايش مطرح شده‏اند، ظاهرا تكليفى يا تعبّدىِ محض نيستند؛ زيرا مطلوبيت تامّ آنها در صورتى است كه نيايشگر، حال متناسب با آنها را داشته باشد. در غير اين صورت، از تأثير حال وهيئت مورد اشاره، به همان اندازه پوسته و صورت ظاهرى‏اش بهره‏مند خواهد شد؛ بلكه حتى ممكن است حال درونى نيايشگر، چنان با وضع و حال ظاهرش در تعارض باشد كه عمل وى بازى و استهزا به نظر برسد؛ چيزى كه قطعا مذموم است، و لذا امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد:

... ولا يَبتَهِلُ حَتّى تَجرِيَ الدَّمعَةُ؛(24)
... واستغاثه نكند، تا اين كه اشك جارى شود.

از اين رو، احتمال تعبّدى بودن اين هيئت‏ها ـ چنان كه ابن فهد رحمه اللّه‏ در آغاز تبيين اين دسته احاديث اشاره نموده ـ بعيد به نظر مى‏رسد. وى در اين باره مى‏گويد:
«اين گونه هيئت‏ها، يا به جهت علّتى است كه ما نمى‏دانيم و يا شايد مراد از باز كردن دست‏ها در دعا، در حالت رغبت و انتظار، اين باشد كه چنين هيئتى، نزديك‏ترين حالت براى درخواست كننده در گسترش آرزوها، و خوش گمانى به برخوردار شدن از نعمت‏هاى خدا، و اميدش به نيل به فضل خدا باشد. پس درخواست كننده، با آرزو طلب مى‏كند و دستانش را باز مى‏كند تا احسان در آن قرار بگيرد.
اما مراد از قرار دادن پشت دست‏ها به سوى آسمان در حال ترس و نگرانى در دعا، اين است كه بنده با زبان خوارى و كوچكى، به داناى نهان‏ها و رازها مى‏گويد: من كف دستانم را به سوى تو نگشودم و آنها را به سمت زمين قرار دادم به خاطر خوارى و خجالت در برابر تو.
مراد از ناله و زارى با تكان دادن انگشتان به چپ و راست، تأسى كردن به مصيبت زده در حوادث بس ناگوار است. مصيبت زده، دستان خود را به سمت بالا و پايين و چپ و راست، تكان مى‏دهد و با آن، ناله سر مى‏دهد.
مراد از تَبتُّل با بالا و پايين بردن انگشتان، با توجه به اين كه تبتّل به معناى بريدن از همه چيز و پيوستن به خداوند است، به اين معناست كه گويا دعا كننده، با زبان حال به خداوندِ برآورنده اميدها و آرزوها مى‏گويد: به سوى تو و تنها به سوى تو، از همه چيز بريدم؛ چرا كه تو شايسته خداوندگارى هستى. پس دعا كننده، تنها با يك انگشت، و نه بيشتر، اشاره به يگانگى خداوند مى‏كند.
مراد از زارى و نيايش، با بالا آوردن دست‏ها به مقابل صورت و رو به قبله، يا بالا آوردن دست‏ها و بازوها به سوى آسمان، يا بالاتر از سر بردن دست‏ها (به حسب روايات)، در واقع، نوعى بندگى و كوچكى كردن و اظهار حقارت و ناچيزى است، همانند كسى كه در حال غرق شدن است و دستانش را دراز مى‏كند و بازوانش را مى‏گشايد و به دامن رحمت خداوند، چنگ مى‏زند و به ذيل عنايت و رأفت او مى‏آويزد؛ رأفتى كه هلاك شدگان را مى‏رهاند و ماتم زدگان را فرديارس است و جهانيان را فرا مى‏گيرد و اين، مقام ارجمندى است كه نبايد بنده در پى آن باشد، جز هنگام اشك ريختن و فراهم آمدن آه و ناله و قرار گرفتن در جايگاه بنده‏اى ذليل و مشغول شدن به آفريدگار ارجمندش براى برآوردن آمال و روى آوردن به درخواست و خواهش.
مراد از استكانت، با بالا بردن دست‏ها تا شانه‏ها، به اين معناست كه دعاكننده، گويا جنايتكارى است كه به سمت مولايش بُرده مى‏شود و هَوَسش او را به بند كشيده و اشياى سنگين به پاى او بسته است و با زبان حال، نجوا مى‏كند كه: اينها دستان من‏اند كه در پيشگاه تو، به خاطر ستم و جسارتى كه بر تو روا داشته‏ام، آنها را بسته‏ام».(25)

منبع: كتاب «نهج الدعاء ج1»،
مولف: محمد محمدي ري شهري،
همكار: رسول افقي، احسان سرخه اي،
مترجم: حميدرضا شيخي،
تحقيق: مركز تحقيقات دارالحديث


پاورقي
1. الكافي: ج 2 ص 479 ح 1، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 15 ح 2024 و ح 2025 كلّها عن أبي إسحاق، بحار الأنوار: ج 93 ص 338 ح 6.
2. الكافي: ج 2 ص 481 ح 7.
3. قرب الإسناد: ص 145 ح 521 عن أبي البختري عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 93 ص 337 ح 2.
4. الكافي: ج 2 ص 481 ح 7.
5. مانند كسى كه كف دستانش را به ديوار قرار مى‏دهد و پشتتش به سمت فضاست. خلاصه آن كه كفِ دستانت را به طرف قبله مى‏گيرى (مرآة العقول : ج 12 ص 48).
6. الكافي: ج 2 ص 481 ح 5، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 15 ح 2027 وفيه «في دعائك مع التضرّع» بدل «ودعاء التضرّع...»، عدّة الداعي: ص 183 نحوه، بحار الأنوار: ج 93 ص 339 ح 8.
7. الكافي: ج 2 ص 481 ح 7.
8. الدعوات الكبير: ج 2 ص 34 ح 263.
9. الكافي: ج 2 ص 481 ح 7.
10. الكافي: ج 2 ص 481 ح 5، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 15 ح 2027 وفيه «في دعائك مع التضرّع» بدل «ودعاء التضرّع...»، عدّة الداعي: ص 183 نحوه، بحار الأنوار: ج 93 ص 339 ح 8.
11. الجعفريّات: ص 226 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم‏السلام.
12. فلاح السائل: ص 88 ح 20، عدّة الداعي: ص 184 وليس فيه «حين دعائه»، بحار الأنوار: ج 93 ص 339 ح 7.
13. احتمالاً مراد، به قرينه روايات ديگر قرار دادن دست‏ها موازىِ شانه‏هاست.
14. الكافي: ج 2 ص 480 ح 4، عدّة الداعي: ص 184 كلاهما عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 93 ص 307 ح 3.
15. معاني الأخبار: ص 370 ح 2، مسائل عليّ بن جعفر: ص 337 ح 829 كلاهما عن عليّ بن جعفر، بحار الأنوار: ج 93 ص 337 ح 3.
16. الكافي: ج 2 ص 479 ح 1، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 15 ح 2024 و ح 2025 كلّها عن أبي إسحاق، بحار الأنوار: ج 93 ص 338 ح 6.
17. معاني الأخبار: ص 370 ح 2، مسائل عليّ بن جعفر: ص 337 ح 829 كلاهما عن عليّ بن جعفر، بحار الأنوار: ج 93 ص 337 ح 3.
18. الكافي: ج 2 ص 481 ح 7.
19. قرب الإسناد: ص 145 ح 521 عن أبي البختري عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 93 ص 337 ح 2.
20. بصائر الدرجات: ص 218 ح 2، بحار الأنوار: ج 93 ص 338 ح 5 وراجع دلائل الإمامة: ص 251 ح 175.
21. «تُبصبصُ إلىّ»، يعنى: با بيم و اميد، به من رو كنى.... بصبصه، آن است كه انگشت سبّابه‏ات را به طرف آسمان بردارى و تكانش دهى و دعا كنى (مجمع البحرين: ج 1 ص 155 «بصبص»).
22. معاني الأخبار: ص 370 ح 2، دلائل الإمامة: ص 252 ح 175 عن أبي بصير وداوود الرقّي عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «البصبصة: رفع الإصبع وتحريكها يعني السبّابة»، بحار الأنوار: ج 93 ص 337 ح 3.
23. ر.ك: نهج الدعاء، ج 1، ص 182.
24. الكافي: ج2 ص480 ح3، مكارم الأخلاق: ج2 ص15 ح2026، فلاح السائل: ص87 ح19 عن سعيد بن يسار، بحار الأنوار: ج93 ص338 ح6.
25. عدّة الداعى: ص 184.

كتابنامه
1. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار عليهم‏السلام، محمد باقر بن محمد تقي المجلسي (ت1110ه)، مؤسسة الوفاء ـ بيروت، الطبعة الثانية 1403ه.
2. بصائر الدرجات، أبو جعفر محمد بن الحسن الصفّار القمّي المعروف بابن فرّوخ (ت290ه)، مكتبة آية اللّه‏ المرعشي ـ قم، الطبعة الاُولى 1404ه.
3. الجعفريّات (الأشعثيّات)، أبو الحسن محمد بن محمد بن الأشعث الكوفي (ق 4)، مكتبة نينوى ـ طهران، طُبع ضمن قرب الإسناد.
4. الدعوات، أبو الحسين سعيد بن عبد اللّه‏ الراوندي المعروف بقطب الدين الراوندي (ت573ه)، تحقيق ونشر: مؤسسة الإمام المهدي (عج) ـ قم، الطبعة الاُولى 1407ه.
5. دلائل الإمامة، محمّد بن جرير الطبري الإمامى (ق 5 ق )، تحقيق: مؤسّسة البعثة، قم: مؤسّسة البعثة.
6. عدّة الداعي ونجاح الساعي، أبو العباس أحمد بن محمد بن فهد الحلّي الأسدي (ت841ه)، تحقيق: أحمد الموحّدي، مكتبة وجداني ـ طهران.
7. فلاح السائل، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت664ه)، تحقيق: غلامْحسين مجيدي، مكتب الإعلام الإسلامي ـ قم، الطبعة الاُولى 1419ه.
8. قرب الإسناد، أبو العباس عبد اللّه‏ بن جعفر الحِمْيري القمّي (تبعد304ه)، تحقيق ونشر: مؤسسة آل البيت عليهم‏السلام لإحياء التراث ـ قم، الطبعة الاُولى 1413ه.
9. الكافي، أبو جعفر ثقة الإسلام محمد بن يعقوب بن إسحاق الكليني الرازي(ت329ه)، تحقيق: علي أكبر الغفّاري، دار صعب ودار التعارف ـ بيروت، الطبعة الرابعة 1401ه.
10. مجمع البحرين، فخر الدين الطريحي (ت1085ه)، تحقيق ونشر: مؤسسة البعثة ـ قم، الطبعة الأولى 1414ه.
11. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، محمد باقر بن محمد تقي المجلسي (ت1111ه)، تحقيق: هاشم الرسولي المحلاّتي، دار الكتب الإسلامية ـ طهران، الطبعة الثالثة 1370ش.
12. مسائل علىّ بن جعفر و مستدركاتها، على بن جعفر الحسينى العلوى الهاشمى العُرَيضى(م210ق)، تحقيق: مؤسّسة آل البيت عليهم‏السلام، مشهد: المؤتمر العالمى للإمام الرضا عليه¬السلام، 1409 ق، اوّل.
13. معاني الأخبار، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمّي المعروف بالشيخ الصدوق (ت381ه)، تحقيق: علي أكبر الغفّاري، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم، الطبعة الاُولى 1361 ش.
14. مكارم الأخلاق، أبو علي الفضل بن الحسن الطبرسي (ت548ه)، تحقيق: علاء آل جعفر، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم، الطبعة الاُولى 1414ه.

موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث شهر حدیث دانشکده علوم حدیث قم کنگره بين المللی بزرگداشت ثقة الاسلام کلینی دانشکده علوم حدیث تهران دانشکده مجازی علوم حدیث پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران انتشارات دارالحدیث