تعداد بازدید : 870
معارف حدیث>زلال معرفت>خالق و مخلوق>ذکر و دعا>برترى كثرت دعا بر كثرت نماز و قرائت قرآن
برترى كثرت دعا بر كثرت نماز و قرائت قرآن

پژوهشى پيرامون شب قدر

برترى كثرت دعا بر كثرت نماز و قرائت قرآن


در ميان روايات مرتبط با موضوع دعاء به احاديثي با مضمون برتري دعاء بر كثرت نماز و قرائت قرآن برمي خوريم.
براستي اين برتري به چه معناست؟
ابتدا روايات مورد بحث را مرور ميكنيم:

1. مستطرفات السرائر عن بريد العجلي: قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام: أيُّهُما أفضَلُ فِي الصَّلاةِ، كَثرَةُ القِراءَةِ، أو طولُ اللَّبثِ فِي الرُّكوعِ وَالسُّجودِ؟
قالَ: فَقالَ: كَثرَةُ اللَّبثِ فِي الرُّكوعِ وَالسُّجودِ فِي الصَّلاةِ أفضَلُ، أما تَسمَعُ لِقَولِ اللّه‏ِ عز و جل: «فَاقْرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ»(1)، إنَّما عَنى بِإِقامَةِ الصَّلاةِ طولَ اللَّبثِ فِي الرُّكوعِ وَالسُّجودِ. قالَ: قُلتُ: فَأَيُّهُما أفضَلُ كَثرَةُ القِراءَةِ أو كَثرَةُ الدُّعاءِ؟
فَقالَ عليه السلام: كَثرَةُ الدُّعاءِ أفضَلُ، أما تَسمَعُ لِقَولِ اللّه‏ِ تَعالى لِنَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله: «قُلْ مَا يَعْبَؤُاْ بِكُمْ رَبِّى لَوْلاَ دُعَاؤُكُمْ»(2)

مستطرفات السرائر ـ به نقل از بُريد عجلى ـ: به امام باقر عليه‏السلام گفتم: كدام يك در نماز فضيلتش بيشتر است: قرائتِ بسيار يا طول دادن ركوع و سجود؟
فرمود: «طول دادن ركوع و سجود در نماز، فضيلتش بيشتر است. آيا اين فرموده خداوند را نشنيده‏اى كه: «پس، هرچه از آن (قرآن) ميسّر شد، بخوانيد و نماز را بر پا داريد»؟ مقصود از بر پا داشتن نماز، طول دادن ركوع و سجود است».
گفتم: قرائتِ بسيار، فضيلتش بيشتر است يا دعاى بسيار؟
فرمود: «دعاىِ بسيار، فضيلتش بيشتر است. آيا اين سخن خداوند متعال به پيامبرش را نشنيده‏اى كه: «بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى‏كند»؟».

2. تهذيب الأحكام عن معاوية بن عمّار: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّه‏ِ عليه السلام: رَجُلانِ(3) افتَتَحَا الصَّلاةَ في ساعَةٍ واحِدَةٍ، فَتَلا هذَا القُرآنَ فَكانَت تِلاوَتُهُ أكثَرَ مِن دُعائِهِ، ودَعا هذا أكثَرَ فَكانَ دُعاؤُهُ أكثَرَ مِن تِلاوَتِهِ، ثُمَّ انصَرَفا في ساعَةٍ واحِدَةٍ، أيُّهُما أفضَلُ؟ قالَ: كُلٌّ فيهِ فَضلٌ، كُلٌّ حَسَنٌ. قُلتُ: إنّي قَد عَلِمتُ أنَّ كُلاًّ حَسَنٌ وأنَّ كُلاًّ فيهِ فَضلٌ.فَقالَ: الدُّعاءُ أفضَلُ، أما سَمِعتَ قَولَ اللّه‏ِ عز و جل: «وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»؟! هِيَ وَاللّه‏ِ العِبادَةُ، هِيَ وَاللّه‏ِ أفضَلُ، هِيَ وَاللّه‏ِ أفضَلُ، ألَيسَت هِيَ العِبادَةَ؟! هِيَ وَاللّه‏ِ العِبادَةُ، هِيَ وَاللّه‏ِ العِبادَةُ، ألَيسَت هِيَ أشَدَّهُنَّ؟! هِيَ وَاللّه‏ِ أشَدُّهُنَّ، هِيَ وَاللّه‏ِ أشَدُّهُنَّ.(4)
تهذيب الأحكام ـ به نقل از معاوية بن عمّار ـ: به امام صادق عليه‏السلام گفتم: دو نفر، هم‏زمان شروع به خواندن نماز مى‏كنند. يكى تلاوتِ قرآنش بيشتر از دعا كردن اوست و ديگرى، دعا كردنش بيشتر از تلاوتش است و هر دو، هم‏زمان، نماز را به پايان مى‏برند. كدام يك فضيلتشان بيشتر است؟
فرمود: «هر دو فضيلت دارد. هر دو خوب است».
گفتم: من هم مى‏دانم كه هر دو خوب است و هر دو فضيلت دارد.
فرمود: «دعا، فضيلتش بيشتر است. مگر نشنيده‏اى اين سخن خداوند را كه: «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا پاسختان دهم. همانا كسانى كه از عبادت من گردن‏فرازى مى‏كنند، به زودى با خوارى به دوزخ در مى‏آيند»؟! به خدا سوگند كه دعا، عبادت است. به خدا سوگند كه دعا، برتر است. به خدا سوگند كه دعا، برتر است. مگر دعا، عبادت نيست؟! به خدا سوگند كه دعا، عبادت است. به خدا سوگند كه آن، عبادت است. مگر دعا، قوى‏ترين عبادت نيست؟! به خدا سوگند كه دعا، قوى‏ترينِ عبادات است. به خدا سوگند كه آن، قوى‏ترينِ عبادات است.

3. تهذيب الأحكام عن عبيد بن زرارة عن الإمام الصادق عليه السلام ـ أنَّهُ سَأَلَهُ عَن رَجُلَينِ قامَ أحَدُهُما يُصَلّي حَتّى أصبَحَ وَالآخَرُ جالِسٌ يَدعو، أيُّهُما أفضَلُ؟ قالَ: الدُّعاءُ أفضَلُ.(5)
تهذيب الأحكام ـ به نقل از عبيد بن زراره ـ: از امام صادق عليه‏السلام پرسيدم: دو نفر، يكى تا به صبح، نماز مى‏خواند و ديگرى مى‏نشيند و دعا مى‏كند. كدام‏يك برتر است؟
فرمود: «دعا كردن، برتر است».

4. الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام: قالَ لِيَ العالِمُ عليه السلام: الدُّعاءُ أفضَلُ مِن قِراءَةِ القُرآنِ؛ لاِنَّ اللّه‏َ جَلَّ وعَزَّ يَقولُ: «قُلْ مَا يَعْبَؤُاْ بِكُمْ رَبِّى لَوْلاَ دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامَا»(6).
الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه‏السلام: عالم (امام رضا) عليه‏السلام به من فرمود: دعا كردن، برتر از قرآن خواندن است؛ چرا كه خداوند مى‏فرمايد: «بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى‏كند. در حقيقت، شما به تكذيب پرداخته‏ايد و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد».

بررسي و تحليل روايات

همان طور كه ملاحظه شد، حديث اول و دوم، دلالت دارند بر اين كه كثرت دعا در نماز، بر كثرت قرائت قرآن، ترجيح دارد و حديث سوم، دلالت دارد بر اين كه كثرت دعا مطلقا بر كثرت نمازهاى مستحبّى برترى دارد و حديث چهارم، صراحت دارد در اين كه مطلقِ دعا، بر مطلقِ قرائت قرآن، مقدّم است..
در مقابل اين احاديث، حديث ديگرى از پيامبر خدا نقل شده كه ظاهرا دلالت بر ارجحيت قرائت قرآن بر دعا دارد. متن آن حديث اين است:

أفضَلُ عِبادَةِ اُمَّتي بَعدَ قِراءَةِ القُرآنِ الدُّعاءُ، ثُمَّ قَرَأَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: «ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ». ألا تَرى أنَّ الدُّعاءَ هُوَ العِبادَةُ؟(7)
برترين عبادت امّت من، پس از تلاوت قرآن، دعاست. آن گاه، پيامبر خدا اين آيه را تلاوت كرد: «مرا بخوانيد كه شما را اجابت مى‏كنم. همانا كسانى كه از پرستش من كبر مى‏ورزند، به زودى، به خوارى وارد دوزخ مى‏شوند». مگر نمى‏بينى كه دعا، همان عبادت است؟

همچنين، دسته ديگرى از احاديث، به طور مطلق، دلالت بر اين دارند كه نماز، بهترين چيزى است كه در دين درنظر گرفته شده و بدان توصيه شده است و هر كسى مى‏تواند به ميزان توان و همّتش از آن بهره‏مند گردد؛(8) اما با تأمل، روشن مى‏شود كه تعارضى ميان اين احاديث نيست و مراد از برترى در اين‏جا برترىِ مطلق نيست؛ ليكن فهم دقيق اين برترى، نيازمند توجّه به دو نكته است:

1. قرآن، برنامه زندگى و دستورالعمل همه عبادات و از جمله دعاست و افزون بر اين، خواندن بخشى از قرآن در نماز، واجب است.

2. احاديث برترىِ دعا بر نماز يا قرآن، از پيشوايانى صادر شده كه از يك سو، با رويكردى مبتنى بر اعتدال، براى هريك از دعا و قرآن و نماز واجب و مستحب، در زندگى عملى خود، جايگاهى ويژه قرار داده‏اند؛ و از سوى ديگر، از چنان مرتبه‏اى برخوردار هستند كه هرگز ميان دو كار شايسته و شايسته‏تر قرار نمى‏گيرند، مگر آن كه شايسته‏ترينِ آنها را برمى گزينند.

بنا بر اين، به قرينه شخصيت گوينده اين احاديث، يقينا مقصود از احاديثى كه دعا را بر قرائتْ ترجيح مى‏دهند، اين نيست كه بهتر است پيروان قرآن به كلّى قرائت اين كتاب آسمانى را كنار بگذارند و يا نسبت به آن، اهتمام بليغى نداشته باشند و به دعا كه فضيلت بيشترى دارد بپردازند؛ بلكه مقصود، آن است كه اگر هر يك از اين سه، به ميزانى كه به طور واجب يا مستحبْ لازم است، انجام گرفت و آن گاه در فرصتى، امر، داير بين يكى از اين سه بود، دعا مقدّم است؛ زيرا پرداختن به دعا ـ كه روح عبادت است و انسان را از استكبار، دور مى‏كند و به فروتنى در برابر حق، وا مى‏دارد ـ سخت‏تر از قرائت قرآن است و فضيلت بيشترى دارد.

به ديگر سخن، حديث اول و دوم و چهارم اين باب و حديث مورد بحث، همه در واقع، يك مطلب را مى‏گويند و آن، اين است كه پس از اداى مقدار لازم از نماز و قرائت قرآن و پس از برقرارى نوعى تعادل در اهتمام به هر يك از اين سه، دعا بر قرائت قرآن و نماز مستحبّى تقدم دارد. همچنين مقصود از حديث سوم، برترى دعا بر كثرت نمازهاى مستحبى است. گفتنى است كه هيچ‏يك اين روايات، بجز حديث دوم، از نظر سند، صحيح نيستند.

برخى نيز ـ در جمع ميان روايات ياد شده، در عين تأكيد بر نسبى بودن برترى هر يك از دعا يا نماز و قرآن ـ اين احتمال را مطرح مى‏سازند كه چه بسا مخاطبان اين سه دسته احاديث، متفاوت بوده‏اند و پيشوايان ما، متناسب با اين كه كسى دعا يا نماز يا قرآن را در جايگاه شايسته‏اش مورد عنايت و اهتمام قرار نمى‏داد، با توصيه و تأكيدى فزون‏تر و به اصطلاح، به روش « چكش تعادل»، وى را مخاطب مى‏ساختند. از جمله قراين اين سخن، آن است كه دعا ـ كه مستلزم فروتنى انسان در برابر حق و دورى از استكبار است ـ عملى است دشوارتر و نيازمند به حالى سخت‏تر از حال قرائت و نماز. از اين رو، دعا، جز در نزد خواصّ مؤمنان، كمتر مورد توجّه و اهتمام بوده است، به خلاف قرآن و نماز كه پيوسته مورد توجّه توده مسلمانان بوده‏اند؛ زيرا توصيه‏هاى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله واهل بيت عليهم‏السلام از يك سو و تأكيدات برخى حكّام و خلفا براى جا انداختن شعار «حَسبُنا كتابُ اللّه‏»(9) و كوشش‏هايى از اين قبيل از سوى ديگر، موجب شده‏اند كه در ميان امّت اسلام، اهتمام به قرآن و نماز، بيش از دعا باشد. والله هو العالم.

منبع: كتاب «نهج الدعاء ج1»،
مولف: محمد محمدي ري شهري،
همكار: رسول افقي، احسان سرخه اي،
مترجم: حميدرضا شيخي،
تحقيق: مركز تحقيقات دارالحديث


پاورقي
1. المزّمّل: 20.
2. مستطرفات السرائر: ص 88 ح 38، فلاح السائل: ص 80 ح 17، عدّة الداعي: ص 14 وفيه من «فأيّهما أفضل»، بحار الأنوار: ج 93 ص 299 ح 30.
3. في المصدر: «رجلين»، والصواب ما أثبتناه.
4. تهذيب الأحكام: ج 2 ص 104 ح 394، فلاح السائل: ص 79 ح 16، عدّة الداعي: ص 35، مستطرفات السرائر: ص 21 ح 1، دعائم الإسلام: ج 1 ص 166 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 93 ص 298 ح 29.
5. تهذيب الأحكام: ج 4 ص 331 ح 1034.
6. الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام: ص 345، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 238 ح 2577، بحار الأنوار: ج 93 ص 292 ح 18.
7. الدعوات: ص 19 ح 10، بحار الأنوار: ج 93 ص 300 ح 37.
8. ر. ك: نماز در قرآن و حديث: ويژگى‏هاى نماز/ بهترين دستور.
9. به معناى: «كتاب خدا، براى ما كافى است».

كتابنامه
1. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار عليهم‏السلام، محمد باقر بن محمد تقي المجلسي (ت1110ه)، مؤسسة الوفاء ـ بيروت، الطبعة الثانية 1403ه.
2. تهذيب الأحكام في شرح المقنعة، أبو جعفر محمد بن الحسن المعروف بالشيخ الطوسي (ت460ه)، دار التعارف ـ بيروت، الطبعة الاُولى 1401ه.
3. الدعوات، أبو الحسين سعيد بن عبد اللّه‏ الراوندي المعروف بقطب الدين الراوندي (ت573ه)، تحقيق ونشر: مؤسسة الإمام المهدي (عج) ـ قم، الطبعة الاُولى 1407ه.
4. عدّة الداعي ونجاح الساعي، أبو العباس أحمد بن محمد بن فهد الحلّي الأسدي (ت841ه)، تحقيق: أحمد الموحّدي، مكتبة وجداني ـ طهران.
5. الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه‏السلام، تحقيق ونشر: مؤسسة آل البيت عليهم‏السلام لإحياء التراث، المؤتمر العالمي للإمام الرضا عليه‏السلامـ مشهد.
6. فلاح السائل، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن طاووس (ت664ه)، تحقيق: غلامْحسين مجيدي، مكتب الإعلام الإسلامي ـ قم، الطبعة الاُولى 1419ه.
7. مستطرفات السرائر (النوادر)، أبو جعفر محمد بن منصور بن إدريس الحلّي (ت 598 ه)، تحقيق ونشر: مؤسسة الإمام المهدي (عج) ـ قم.
8. مكارم الأخلاق، أبو علي الفضل بن الحسن الطبرسي (ت548ه)، تحقيق: علاء آل جعفر، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم، الطبعة الاُولى 1414ه.

موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث شهر حدیث دانشکده علوم حدیث قم کنگره بين المللی بزرگداشت ثقة الاسلام کلینی دانشکده علوم حدیث تهران دانشکده مجازی علوم حدیث پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران انتشارات دارالحدیث