پژوهشى پيرامون شب قدر
برترى كثرت دعا بر كثرت نماز و قرائت قرآن
در ميان روايات مرتبط با موضوع
دعاء به احاديثي با مضمون برتري دعاء بر كثرت نماز و قرائت
قرآن برمي خوريم.
براستي اين برتري به چه معناست؟
ابتدا روايات مورد بحث را مرور ميكنيم:
1. مستطرفات السرائر عن بريد
العجلي:
قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام: أيُّهُما أفضَلُ فِي
الصَّلاةِ، كَثرَةُ القِراءَةِ، أو طولُ اللَّبثِ فِي
الرُّكوعِ وَالسُّجودِ؟
قالَ: فَقالَ: كَثرَةُ اللَّبثِ فِي الرُّكوعِ وَالسُّجودِ فِي
الصَّلاةِ أفضَلُ، أما تَسمَعُ لِقَولِ اللّهِ عز و جل:
«فَاقْرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِيمُواْ
الصَّلَوةَ»(1)، إنَّما عَنى بِإِقامَةِ الصَّلاةِ طولَ
اللَّبثِ فِي الرُّكوعِ وَالسُّجودِ. قالَ: قُلتُ: فَأَيُّهُما
أفضَلُ كَثرَةُ القِراءَةِ أو كَثرَةُ الدُّعاءِ؟
فَقالَ عليه السلام: كَثرَةُ الدُّعاءِ أفضَلُ، أما تَسمَعُ
لِقَولِ اللّهِ تَعالى لِنَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله:
«قُلْ مَا يَعْبَؤُاْ بِكُمْ رَبِّى لَوْلاَ دُعَاؤُكُمْ»(2)
مستطرفات السرائر ـ به نقل از بُريد عجلى ـ: به امام باقر
عليهالسلام گفتم: كدام يك در نماز فضيلتش بيشتر است: قرائتِ
بسيار يا طول دادن ركوع و سجود؟
فرمود: «طول دادن ركوع و سجود در نماز، فضيلتش بيشتر است. آيا
اين فرموده خداوند را نشنيدهاى كه: «پس، هرچه از آن (قرآن)
ميسّر شد، بخوانيد و نماز را بر پا داريد»؟ مقصود از بر پا
داشتن نماز، طول دادن ركوع و سجود است».
گفتم: قرائتِ بسيار، فضيلتش بيشتر است يا دعاى بسيار؟
فرمود: «دعاىِ بسيار، فضيلتش بيشتر است. آيا اين سخن خداوند
متعال به پيامبرش را نشنيدهاى كه: «بگو: اگر دعاى شما نباشد،
پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمىكند»؟».
2. تهذيب الأحكام عن معاوية بن
عمّار:
قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: رَجُلانِ(3)
افتَتَحَا الصَّلاةَ في ساعَةٍ واحِدَةٍ، فَتَلا هذَا القُرآنَ
فَكانَت تِلاوَتُهُ أكثَرَ مِن دُعائِهِ، ودَعا هذا أكثَرَ
فَكانَ دُعاؤُهُ أكثَرَ مِن تِلاوَتِهِ، ثُمَّ انصَرَفا في
ساعَةٍ واحِدَةٍ، أيُّهُما أفضَلُ؟ قالَ: كُلٌّ فيهِ فَضلٌ،
كُلٌّ حَسَنٌ. قُلتُ: إنّي قَد عَلِمتُ أنَّ كُلاًّ حَسَنٌ
وأنَّ كُلاًّ فيهِ فَضلٌ.فَقالَ: الدُّعاءُ أفضَلُ، أما
سَمِعتَ قَولَ اللّهِ عز و جل: «وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِى
أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ
عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»؟! هِيَ
وَاللّهِ العِبادَةُ، هِيَ وَاللّهِ أفضَلُ، هِيَ وَاللّهِ
أفضَلُ، ألَيسَت هِيَ العِبادَةَ؟! هِيَ وَاللّهِ العِبادَةُ،
هِيَ وَاللّهِ العِبادَةُ، ألَيسَت هِيَ أشَدَّهُنَّ؟! هِيَ
وَاللّهِ أشَدُّهُنَّ، هِيَ وَاللّهِ أشَدُّهُنَّ.(4)
تهذيب الأحكام ـ به نقل از معاوية بن عمّار ـ: به امام صادق
عليهالسلام گفتم: دو نفر، همزمان شروع به خواندن نماز
مىكنند. يكى تلاوتِ قرآنش بيشتر از دعا كردن اوست و ديگرى،
دعا كردنش بيشتر از تلاوتش است و هر دو، همزمان، نماز را به
پايان مىبرند. كدام يك فضيلتشان بيشتر است؟
فرمود: «هر دو فضيلت دارد. هر دو خوب است».
گفتم: من هم مىدانم كه هر دو خوب است و هر دو فضيلت دارد.
فرمود: «دعا، فضيلتش بيشتر است. مگر نشنيدهاى اين سخن خداوند
را كه: «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا پاسختان دهم.
همانا كسانى كه از عبادت من گردنفرازى مىكنند، به زودى با
خوارى به دوزخ در مىآيند»؟! به خدا سوگند كه دعا، عبادت است.
به خدا سوگند كه دعا، برتر است. به خدا سوگند كه دعا، برتر
است. مگر دعا، عبادت نيست؟! به خدا سوگند كه دعا، عبادت است.
به خدا سوگند كه آن، عبادت است. مگر دعا، قوىترين عبادت
نيست؟! به خدا سوگند كه دعا، قوىترينِ عبادات است. به خدا
سوگند كه آن، قوىترينِ عبادات است.
3. تهذيب الأحكام عن عبيد بن
زرارة عن الإمام الصادق عليه السلام ـ
أنَّهُ سَأَلَهُ عَن رَجُلَينِ قامَ أحَدُهُما يُصَلّي حَتّى
أصبَحَ وَالآخَرُ جالِسٌ يَدعو، أيُّهُما أفضَلُ؟ قالَ:
الدُّعاءُ أفضَلُ.(5)
تهذيب الأحكام ـ به نقل از عبيد بن زراره ـ: از امام صادق
عليهالسلام پرسيدم: دو نفر، يكى تا به صبح، نماز مىخواند و
ديگرى مىنشيند و دعا مىكند. كداميك برتر است؟
فرمود: «دعا كردن، برتر است».
4. الفقه المنسوب للإمام الرضا
عليه السلام:
قالَ لِيَ العالِمُ عليه السلام: الدُّعاءُ أفضَلُ مِن
قِراءَةِ القُرآنِ؛ لاِنَّ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ يَقولُ: «قُلْ
مَا يَعْبَؤُاْ بِكُمْ رَبِّى لَوْلاَ دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ
كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامَا»(6).
الفقه المنسوب للإمام الرضا عليهالسلام: عالم (امام رضا)
عليهالسلام به من فرمود: دعا كردن، برتر از قرآن خواندن است؛
چرا كه خداوند مىفرمايد: «بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم
هيچ اعتنايى به شما نمىكند. در حقيقت، شما به تكذيب
پرداختهايد و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد».
بررسي و
تحليل روايات
همان طور كه ملاحظه شد، حديث اول
و دوم، دلالت دارند بر اين كه كثرت دعا در نماز، بر كثرت قرائت
قرآن، ترجيح دارد و حديث سوم، دلالت دارد بر اين كه كثرت دعا
مطلقا بر كثرت نمازهاى مستحبّى برترى دارد و حديث چهارم، صراحت
دارد در اين كه مطلقِ دعا، بر مطلقِ قرائت قرآن، مقدّم است..
در مقابل اين احاديث، حديث ديگرى از پيامبر خدا نقل شده كه
ظاهرا دلالت بر ارجحيت قرائت قرآن بر دعا دارد. متن آن حديث
اين است:
أفضَلُ عِبادَةِ اُمَّتي بَعدَ قِراءَةِ القُرآنِ الدُّعاءُ،
ثُمَّ قَرَأَ رَسولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله: «ادْعُونِى
أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ
عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ». ألا تَرى
أنَّ الدُّعاءَ هُوَ العِبادَةُ؟(7)
برترين عبادت امّت من، پس از تلاوت قرآن، دعاست. آن گاه،
پيامبر خدا اين آيه را تلاوت كرد: «مرا بخوانيد كه شما را
اجابت مىكنم. همانا كسانى كه از پرستش من كبر مىورزند، به
زودى، به خوارى وارد دوزخ مىشوند». مگر نمىبينى كه دعا، همان
عبادت است؟
همچنين، دسته ديگرى از احاديث،
به طور مطلق، دلالت بر اين دارند كه نماز، بهترين چيزى است كه
در دين درنظر گرفته شده و بدان توصيه شده است و هر كسى
مىتواند به ميزان توان و همّتش از آن بهرهمند گردد؛(8) اما
با تأمل، روشن مىشود كه تعارضى ميان اين احاديث نيست و مراد
از برترى در اينجا برترىِ مطلق نيست؛ ليكن فهم دقيق اين
برترى، نيازمند توجّه به دو نكته است:
1. قرآن، برنامه زندگى و
دستورالعمل همه عبادات و از جمله دعاست و افزون بر اين،
خواندن بخشى از قرآن در نماز، واجب است.
2. احاديث برترىِ دعا بر
نماز يا قرآن، از پيشوايانى صادر شده كه از يك سو، با
رويكردى مبتنى بر اعتدال، براى هريك از دعا و قرآن و نماز
واجب و مستحب، در زندگى عملى خود، جايگاهى ويژه قرار
دادهاند؛ و از سوى ديگر، از چنان مرتبهاى برخوردار هستند
كه هرگز ميان دو كار شايسته و شايستهتر قرار نمىگيرند،
مگر آن كه شايستهترينِ آنها را برمى گزينند.
بنا بر اين، به قرينه شخصيت
گوينده اين احاديث، يقينا مقصود از احاديثى كه دعا را بر
قرائتْ ترجيح مىدهند، اين نيست كه بهتر است پيروان قرآن به
كلّى قرائت اين كتاب آسمانى را كنار بگذارند و يا نسبت به آن،
اهتمام بليغى نداشته باشند و به دعا كه فضيلت بيشترى دارد
بپردازند؛ بلكه مقصود، آن است كه اگر هر يك از اين سه، به
ميزانى كه به طور واجب يا مستحبْ لازم است، انجام گرفت و آن
گاه در فرصتى، امر، داير بين يكى از اين سه بود، دعا مقدّم
است؛ زيرا پرداختن به دعا ـ كه روح عبادت است و انسان را از
استكبار، دور مىكند و به فروتنى در برابر حق، وا مىدارد ـ
سختتر از قرائت قرآن است و فضيلت بيشترى دارد.
به ديگر سخن، حديث اول و دوم و
چهارم اين باب و حديث مورد بحث، همه در واقع، يك مطلب را
مىگويند و آن، اين است كه پس از اداى مقدار لازم از نماز و
قرائت قرآن و پس از برقرارى نوعى تعادل در اهتمام به هر يك از
اين سه، دعا بر قرائت قرآن و نماز مستحبّى تقدم دارد. همچنين
مقصود از حديث سوم، برترى دعا بر كثرت نمازهاى مستحبى است.
گفتنى است كه هيچيك اين روايات، بجز حديث دوم، از نظر سند،
صحيح نيستند.
برخى نيز ـ در جمع ميان روايات
ياد شده، در عين تأكيد بر نسبى بودن برترى هر يك از دعا يا
نماز و قرآن ـ اين احتمال را مطرح مىسازند كه چه بسا مخاطبان
اين سه دسته احاديث، متفاوت بودهاند و پيشوايان ما، متناسب با
اين كه كسى دعا يا نماز يا قرآن را در جايگاه شايستهاش مورد
عنايت و اهتمام قرار نمىداد، با توصيه و تأكيدى فزونتر و به
اصطلاح، به روش « چكش تعادل»، وى را مخاطب مىساختند. از جمله
قراين اين سخن، آن است كه دعا ـ كه مستلزم فروتنى انسان در
برابر حق و دورى از استكبار است ـ عملى است دشوارتر و نيازمند
به حالى سختتر از حال قرائت و نماز. از اين رو، دعا، جز در
نزد خواصّ مؤمنان، كمتر مورد توجّه و اهتمام بوده است، به خلاف
قرآن و نماز كه پيوسته مورد توجّه توده مسلمانان بودهاند؛
زيرا توصيههاى پيامبر صلىاللهعليهوآله واهل بيت
عليهمالسلام از يك سو و تأكيدات برخى حكّام و خلفا براى جا
انداختن شعار «حَسبُنا كتابُ اللّه»(9) و كوششهايى از اين
قبيل از سوى ديگر، موجب شدهاند كه در ميان امّت اسلام، اهتمام
به قرآن و نماز، بيش از دعا باشد. والله هو العالم.
منبع: كتاب «نهج الدعاء
ج1»،
مولف: محمد محمدي ري شهري،
همكار: رسول افقي، احسان سرخه اي،
مترجم: حميدرضا شيخي،
تحقيق: مركز تحقيقات دارالحديث
پاورقي
1. المزّمّل: 20.
2. مستطرفات السرائر: ص 88 ح 38، فلاح السائل: ص 80 ح 17، عدّة
الداعي: ص 14 وفيه من «فأيّهما أفضل»، بحار الأنوار: ج 93 ص
299 ح 30.
3. في المصدر: «رجلين»، والصواب ما أثبتناه.
4. تهذيب الأحكام: ج 2 ص 104 ح 394، فلاح السائل: ص 79 ح 16،
عدّة الداعي: ص 35، مستطرفات السرائر: ص 21 ح 1، دعائم
الإسلام: ج 1 ص 166 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 93 ص 298 ح
29.
5. تهذيب الأحكام: ج 4 ص 331 ح 1034.
6. الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام: ص 345، مكارم
الأخلاق: ج 2 ص 238 ح 2577، بحار الأنوار: ج 93 ص 292 ح 18.
7. الدعوات: ص 19 ح 10، بحار الأنوار: ج 93 ص 300 ح 37.
8. ر. ك: نماز در قرآن و حديث: ويژگىهاى نماز/ بهترين دستور.
9. به معناى: «كتاب خدا، براى ما كافى است».
كتابنامه
1. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار
عليهمالسلام، محمد باقر بن محمد تقي المجلسي (ت1110ه)، مؤسسة
الوفاء ـ بيروت، الطبعة الثانية 1403ه.
2. تهذيب الأحكام في شرح المقنعة، أبو جعفر محمد بن الحسن
المعروف بالشيخ الطوسي (ت460ه)، دار التعارف ـ بيروت، الطبعة
الاُولى 1401ه.
3. الدعوات، أبو الحسين سعيد بن عبد اللّه الراوندي المعروف
بقطب الدين الراوندي (ت573ه)، تحقيق ونشر: مؤسسة الإمام المهدي
(عج) ـ قم، الطبعة الاُولى 1407ه.
4. عدّة الداعي ونجاح الساعي، أبو العباس أحمد بن محمد بن فهد
الحلّي الأسدي (ت841ه)، تحقيق: أحمد الموحّدي، مكتبة وجداني ـ
طهران.
5. الفقه المنسوب للإمام الرضا عليهالسلام، تحقيق ونشر: مؤسسة
آل البيت عليهمالسلام لإحياء التراث، المؤتمر العالمي للإمام
الرضا عليهالسلامـ مشهد.
6. فلاح السائل، أبو القاسم علي بن موسى الحلّي المعروف بابن
طاووس (ت664ه)، تحقيق: غلامْحسين مجيدي، مكتب الإعلام الإسلامي
ـ قم، الطبعة الاُولى 1419ه.
7. مستطرفات السرائر (النوادر)، أبو جعفر محمد بن منصور بن
إدريس الحلّي (ت 598 ه)، تحقيق ونشر: مؤسسة الإمام المهدي (عج)
ـ قم.
8. مكارم الأخلاق، أبو علي الفضل بن الحسن الطبرسي (ت548ه)،
تحقيق: علاء آل جعفر، مؤسسة النشر الإسلامي ـ قم، الطبعة
الاُولى 1414ه.