سخنى در شرح حديث: « روزه، براى من است »
سخنى در شرح حديثِ: «روزه، براى
من است»
منبع: كتاب «ماه خدا»،
مولف: محمد محمدي ري شهري،
همكار: رسول افقي، مترجم: جواد محدثي،
تحقيق: مركز تحقيقات دارالحديث
در پاره اي روايات مربوط به روزه عبارتي به كار رفته است كه در تلفظ و به تبع آن
ترجمه روايت، بين تفسير حديثشناسان گذشته و تفسير رايج امروز تفاوت اساسي وجود
دارد. عبارت مورد اختلاف اين چنين است(از قول خداي متعال درباره روزه): انا اجزي
به.
آيا عبارت فوق أجزي بِهِ است يا أُجْزى بِهِ؟ جزاي روزه با خداست يا خدا بواسطه
روزه جزا داده ميشود؟
ابتدا متن بعضي از اين روايات را مرور ميكنيم:
1. پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله: قالَ اللّهُعز و جل: «الصَّومُ لي، وأنَا
أجزي بِهِ»؛1
خداوند فرموده است: «روزه، براى من است و خودم پاداش آن را مىدهم».
2. پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله: يَقولُ اللّهُ تَعالى: «كُلُّ عَمَلِ ابنِ
آدَمَ لَهُ؛ فَالحَسَنَةُ بِعَشرِ أمثالِها إلى سَبعِمِئَةِ ضِعفٍ، إلاَّ الصِّيامَ
هُوَ لي وأنَا أجزي بِهِ، إنَّهُ يَترُكُ الطَّعامَ وشَهوَتَهُ مِن أجلي، ويَترُكُ
الشَّرابَ وشَهوَتَهُ مِن أجلي؛ فَهُوَ لي وأنَا أجزي بِهِ»؛2
خداوند مىفرمايد: «هر كار آدمىزاده، براى خود اوست. كار نيك ده برابر تا هفتصد
برابر مىشود، مگر روزهدارى، كه آن براى من است و خودم پاداش آن را مىدهم. روزهدار،
غذا و علاقه به آن را به خاطر من ترك مىكند و نوشيدنى و علاقه به آن را به خاطر
من رها مىنمايد. پس، آن براى من است و خودم، پاداش آن را مىدهم».
3. امام على عليهالسلام در حكمتهاى منسوب به ايشان: الصَّومُ عِبادَةٌ بَينَ
العَبدِ وخالِقِهِ، لا يَطَّلِعُ عَلَيها غَيرُهُ، وكَذلِكَ لا يُجازي عَنها غَيرُهُ؛3
روزه، عبادتى ميان بنده و آفريدگار اوست. كسى جز آفريدگار، از آن آگاه نمىشود
و كسى جز پروردگار، پاداش آن را نمىدهد.
حديثشناسان متبحر گذشته روايت را به شكل "أجزي بِهِ" تلقي و ترجمه كرده اند يعني
روزه براي خداست و جزايش را خود ميدهد.
تا آن جا كه ما جستجو كرديم، هيچ يك از حديثشناسان گذشته، آن را به شكل "أُجْزى
به" _آنچه اخيرا در تفسير اين حديث رايج شده_ قرائت نكرده و از آن، چنين معنايى
نفهميده است.
به دو نمونه از تلقي و فهم حديثشناسان گذشته دقت كنيد:
الف. ابو حامد غزّالى در شرح اين حديث، گفته است:
اين كه روزه براى خداست و اين شرافت را يافته كه به خداوند، نسبت داده شود (هر
چند همه عبادات، براى اوست، همچنان كه كعبه اين شرف را يافته كه خانه او باشد،
در حالى كه همه زمين براى اوست) دو معنا دارد:
نخست، اين كه: روزه، پرهيز و ترك است و عملى پنهان است و در آن، كارى نيست كه ديده
شود. به خلاف همه عبادتها كه در معرض ديد مردم انجام مىشوند، روزه، عبادتى است
كه جز خدا آن را نمىداند؛ چرا كه كارى است باطنى كه همان صبر است.
دوم، اين كه: روزه، سركوبى دشمن خداست؛ چون ابزار شيطان ملعون، شهوتها هستند و
شهوات با خوردن و آشاميدن، نيرو مىيابند. از اين رو، پيامبر صلىاللهعليهوآله
فرموده است:
إنَّ الشَّيطانَ لَيَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ؛ فَضَيِّقوا مَجارِيَهُ
بِالجوعِ؛4
شيطان، همچون خون، در وجود آدمى جارى مىشود، پس گذرگاههاى او را با گرسنگى، تنگ
كنيد....
از آن جا كه بخصوصِ روزه، سركوبى شيطان و بستن و تنگ ساختن گذرگاههاى اوست، شايسته
است كه ويژه خدا گردد؛ زيرا سركوبى دشمن خدا، يارى نمودن خداست، و يارىرسانىِ
خداوند به بندهاش، در پىِ يارى كردن بنده به خداست. خداوند فرموده است:
«إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»؛5
اگر خدا را يارى كنيد، خدا يارىتان مىكند و گامهايتان را استوار مىسازد.
پس شروع تلاش، از بنده است و پاداش دادن به هدايت، از خدا. از اين رو فرموده است:
«وَ الَّذِينَ جَـهَدُواْ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»؛6
و آنان كه در راه ما جهاد كنند، ما راههاى خود را به آنان نشان مىدهيم.
و فرموده است:
«إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ»؛7
خداوند، سرنوشت يك ملّت را عوض نمىكند، تا وضع خودشان را تغيير دهند.
اين تغيير، با شكستن شهوات انجامپذير است؛ چون شهوتها، چراگاههاى شياطيناند
و تا وقتى سرسبز باشند، رفت و آمد آنها بريده نمىشود و تا در رفت و آمدند، جلال
خداوند بر بنده آشكار نمىشود و بنده از ديدار خدا محروم مىماند. پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله
فرمود:
لَولا أنَّ الشَّياطينَ يَحومونَ عَلى قُلوبِ بَنى آدَمَ، لَنَظَروا إلى مَلَكوتِ
السَّماءِ؛
اگر نبود اين كه شياطين، دور و بر دلهاى آدمىزادگان مىچرخند، آدميان به ملكوت
آسمان مىنگريستند.8
از اين رو، روزه درِ عبادت و سپر ايمنى گشته است.
در كتاب النهايةى ابن اثير آمده است:
مردم، در تأويل اين حديث و اين كه: «چرا خداوند، روزه و پاداش آن را مخصوص خود
ساخته است، هر چند همه عبادتها و پاداش آنها، از سوى خدا و بر عهده اوست؟»، بسيار
گفتهاند. آنان در اين باره وجوهى را ذكر كردهاند كه محور همه آنها، اين است كه:
روزه، رازى ميان خدا و بنده است و كسى جز او، از آن آگاه نمىشود. پس بنده، روزهدار
واقعى نمىشود، مگر آن كه در اطاعت، اخلاص داشته باشد.
گرچه همان طور است كه گفتهاند، ولى عبادات ديگرى هم هستند كه در پنهان بودن، مثل
روزهاند، مانند: نماز بىوضو و نماز در جامه نجس و اين گونه اعمال پنهانى كه همراه
با عباداتاند و جز خدا و نمازگزار، آنها را نمىداند.
بهترين چيزى كه در تأويل اين حديث شنيدهام، اين است كه: همه عبادتهايى كه بندگان
با انجام دادن آنها به خداوند، تقرّب مىجويند (مانند: نماز، حج، صدقه، اعتكاف،
دعا، نيايش، قربانى و انواع عبادتهاى ديگر)، مشركان نيز با همانها خداهاى خويش
و آنچه را شريك خدا قرار داده بودند، پرستيدهاند؛ امّا هرگز شنيده نشده است كه
گروهى از مشركان و پيروان مذاهب در دورانهاى پيشين، معبودهاى خود را با «روزه»
پرستيده باشند و بدين وسيله به آنها تقرّب جسته باشند.
روزه، به عنوان عبادت، تنها از سوى اديان آسمانى، شناخته شده است. از اين رو، خداوند
فرموده است: «روزه، براى من است و خودم پاداش آن را مىدهم»، يعنى: در آن، كسى
شريك من نگشته است و با آن جز من، پرستش نشده است. پس در اين هنگام، خودم پاداش
آن را بر عهده مىگيرم و به كسى ديگر، چه فرشتگان مقرّب و چه غير آنان، وا نمىگذارم؛
تا اندازهاى كه به من اختصاص يابد.9
منبع: كتاب «ماه خدا»، مولف: محمد محمدي ري شهري،
همكار: رسول افقي، مترجم: جواد محدثي،
تحقيق: مركز تحقيقات دارالحديث
پاورقی
1. تهذيب الأحكام: 4 / 152 / 420 عن الفضيل بن يسار عن الإمام الباقر عليهالسلام،
كتاب من لا يحضره الفقيه: 2 / 75 / 1773، الكافي: 4 / 63 / 6 عن أبي الصباح عن
الإمام الصادق عليهالسلام وفيه «عليه» بدل «به»؛ صحيح البخاري: 6 / 2723 / 7054
وص 2741 / 7100، مسند ابن حنبل: 3 / 16 / 7199 كلّها عن أبي هريرة وص 13 / 7177،
صحيح مسلم: 2 / 807 / 165، السنن الكبرى: 4 / 454 / 8333، مسند أبي يعلى: 1 / 469
/ 1001 كلّها عن أبي هريرة وأبي سعيد الخدري، سنن النسائي: 4 / 159 عن الإمام عليّ
عليهالسلام.
2. سنن الدارمي: 1 / 451 / 1719، مسند أبي يعلى: 5 / 358 / 5921 كلاهما عن أبي
هريرة، مسند ابن حنبل: 3 / 69 / 7497 عن عبد اللّه عن أبيه وكلاهما نحوه.
3. شرح نهج البلاغة: 20 / 296 / 385.
4. إحياء علوم الدين: 1 / 347؛ المحجّة البيضاء: 5 / 148، عوالى اللئالى: 1 / 273
/ 97 و ص 325 / 66، بحار الأنوار: 70 / 42. و نيز بدون جمله: « فضيّقوا مجاريه
بالجوع» در منابع زير آمده است: صحيح البخارى: 6 / 2624 / 6750، سنن ابن ماجة:
1 / 566 / 1779، مسند ابن حنبل: 4 / 313 / 12593 و ص 568 / 14044، سنن الدارمى:
2 / 776 / 2680.
5. محمّد، آيه 7.
6. عنكبوت، آيه 69.
7. رعد، آيه 11.
8. المحجّة البيضاء: 2 / 125؛ إحياء علوم الدين: 1 / 346.
9. النهاية: 1 / 270.