تعداد بازدید : 1016
معارف حدیث>زلال معرفت>فروع دین>روزه>سخنى در شرح حديث: روزه، براى من است
سخنى در شرح حديث: روزه، براى من است

سخنى در شرح حديث: « روزه، براى من است »


سخنى در شرح حديثِ: «روزه، براى من است»

منبع: كتاب «ماه خدا»،

مولف: محمد محمدي ري شهري،
همكار: رسول افقي، مترجم: جواد محدثي،
تحقيق: مركز تحقيقات دارالحديث



در پاره اي روايات مربوط به روزه عبارتي به كار رفته است كه در تلفظ و به تبع آن ترجمه روايت، بين تفسير حديث‏شناسان گذشته و تفسير رايج امروز تفاوت اساسي وجود دارد. عبارت مورد اختلاف اين چنين است(از قول خداي متعال درباره روزه): انا اجزي به.
آيا عبارت فوق أجزي بِهِ است يا أُجْزى بِهِ؟ جزاي روزه با خداست يا خدا بواسطه روزه جزا داده ميشود؟

ابتدا متن بعضي از اين روايات را مرور ميكنيم:

1. پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: قالَ اللّه‏ُعز و جل: «الصَّومُ لي، وأنَا أجزي بِهِ»؛1
خداوند فرموده است: «روزه، براى من است و خودم پاداش آن را مى‏دهم».

2. پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: يَقولُ اللّه‏ُ تَعالى: «كُلُّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ لَهُ؛ فَالحَسَنَةُ بِعَشرِ أمثالِها إلى سَبعِمِئَةِ ضِعفٍ، إلاَّ الصِّيامَ هُوَ لي وأنَا أجزي بِهِ، إنَّهُ يَترُكُ الطَّعامَ وشَهوَتَهُ مِن أجلي، ويَترُكُ الشَّرابَ وشَهوَتَهُ مِن أجلي؛ فَهُوَ لي وأنَا أجزي بِهِ»؛2
خداوند مى‏فرمايد: «هر كار آدمى‏زاده، براى خود اوست. كار نيك ده برابر تا هفتصد برابر مى‏شود، مگر روزه‏دارى، كه آن براى من است و خودم پاداش آن را مى‏دهم. روزه‏دار، غذا و علاقه به آن را به خاطر من ترك مى‏كند و نوشيدنى و علاقه به آن را به خاطر من رها مى‏نمايد. پس، آن براى من است و خودم، پاداش آن را مى‏دهم».

3. امام على عليه‏السلام در حكمت‏هاى منسوب به ايشان: الصَّومُ عِبادَةٌ بَينَ العَبدِ وخالِقِهِ، لا يَطَّلِعُ عَلَيها غَيرُهُ، وكَذلِكَ لا يُجازي عَنها غَيرُهُ؛3
روزه، عبادتى ميان بنده و آفريدگار اوست. كسى جز آفريدگار، از آن آگاه نمى‏شود و كسى جز پروردگار، پاداش آن را نمى‏دهد.

حديث‏شناسان متبحر گذشته روايت را به شكل "أجزي بِهِ" تلقي و ترجمه كرده اند يعني روزه براي خداست و جزايش را خود ميدهد.
تا آن جا كه ما جستجو كرديم، هيچ يك از حديث‏شناسان گذشته، آن را به شكل "أُجْزى به" _آنچه اخيرا در تفسير اين حديث رايج شده_ قرائت نكرده و از آن، چنين معنايى نفهميده است.

به دو نمونه از تلقي و فهم حديث‏شناسان گذشته دقت كنيد:

الف. ابو حامد غزّالى در شرح اين حديث، گفته است:
اين كه روزه براى خداست و اين شرافت را يافته كه به خداوند، نسبت داده شود (هر چند همه عبادات، براى اوست، همچنان كه كعبه اين شرف را يافته كه خانه او باشد، در حالى كه همه زمين براى اوست) دو معنا دارد:
نخست، اين كه: روزه، پرهيز و ترك است و عملى پنهان است و در آن، كارى نيست كه ديده شود. به خلاف همه عبادت‏ها كه در معرض ديد مردم انجام مى‏شوند، روزه، عبادتى است كه جز خدا آن را نمى‏داند؛ چرا كه كارى است باطنى كه همان صبر است.
دوم، اين كه: روزه، سركوبى دشمن خداست؛ چون ابزار شيطان ملعون، شهوت‏ها هستند و شهوات با خوردن و آشاميدن، نيرو مى‏يابند. از اين رو، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرموده است:
إنَّ الشَّيطانَ لَيَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ؛ فَضَيِّقوا مَجارِيَهُ بِالجوعِ؛4
شيطان، همچون خون، در وجود آدمى جارى مى‏شود، پس گذرگاه‏هاى او را با گرسنگى، تنگ كنيد....

از آن جا كه بخصوصِ روزه، سركوبى شيطان و بستن و تنگ ساختن گذرگاه‏هاى اوست، شايسته است كه ويژه خدا گردد؛ زيرا سركوبى دشمن خدا، يارى نمودن خداست، و يارى‏رسانىِ خداوند به بنده‏اش، در پىِ يارى كردن بنده به خداست. خداوند فرموده است:
«إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»؛5
اگر خدا را يارى كنيد، خدا يارى‏تان مى‏كند و گام‏هايتان را استوار مى‏سازد.

پس شروع تلاش، از بنده است و پاداش دادن به هدايت، از خدا. از اين رو فرموده است:
«وَ الَّذِينَ جَـهَدُواْ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»؛6
و آنان كه در راه ما جهاد كنند، ما راه‏هاى خود را به آنان نشان مى‏دهيم.

و فرموده است:
«إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ»؛7
خداوند، سرنوشت يك ملّت را عوض نمى‏كند، تا وضع خودشان را تغيير دهند.

اين تغيير، با شكستن شهوات انجام‏پذير است؛ چون شهوت‏ها، چراگاه‏هاى شياطين‏اند و تا وقتى سرسبز باشند، رفت و آمد آنها بريده نمى‏شود و تا در رفت و آمدند، جلال خداوند بر بنده آشكار نمى‏شود و بنده از ديدار خدا محروم مى‏ماند. پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود:
لَولا أنَّ الشَّياطينَ يَحومونَ عَلى قُلوبِ بَنى آدَمَ، لَنَظَروا إلى مَلَكوتِ السَّماءِ؛
اگر نبود اين كه شياطين، دور و بر دل‏هاى آدمى‏زادگان مى‏چرخند، آدميان به ملكوت آسمان مى‏نگريستند.8

از اين رو، روزه درِ عبادت و سپر ايمنى گشته است.

در كتاب النهايةى ابن اثير آمده است:
مردم، در تأويل اين حديث و اين كه: «چرا خداوند، روزه و پاداش آن را مخصوص خود ساخته است، هر چند همه عبادت‏ها و پاداش آنها، از سوى خدا و بر عهده اوست؟»، بسيار گفته‏اند. آنان در اين باره وجوهى را ذكر كرده‏اند كه محور همه آنها، اين است كه: روزه، رازى ميان خدا و بنده است و كسى جز او، از آن آگاه نمى‏شود. پس بنده، روزه‏دار واقعى نمى‏شود، مگر آن كه در اطاعت، اخلاص داشته باشد.
گرچه همان طور است كه گفته‏اند، ولى عبادات ديگرى هم هستند كه در پنهان بودن، مثل روزه‏اند، مانند: نماز بى‏وضو و نماز در جامه نجس و اين گونه اعمال پنهانى كه همراه با عبادات‏اند و جز خدا و نمازگزار، آنها را نمى‏داند.
بهترين چيزى كه در تأويل اين حديث شنيده‏ام، اين است كه: همه عبادت‏هايى كه بندگان با انجام دادن آنها به خداوند، تقرّب مى‏جويند (مانند: نماز، حج، صدقه، اعتكاف، دعا، نيايش، قربانى و انواع عبادت‏هاى ديگر)، مشركان نيز با همانها خداهاى خويش و آنچه را شريك خدا قرار داده بودند، پرستيده‏اند؛ امّا هرگز شنيده نشده است كه گروهى از مشركان و پيروان مذاهب در دوران‏هاى پيشين، معبودهاى خود را با «روزه» پرستيده باشند و بدين وسيله به آنها تقرّب جسته باشند.
روزه، به عنوان عبادت، تنها از سوى اديان آسمانى، شناخته شده است. از اين رو، خداوند فرموده است: «روزه، براى من است و خودم پاداش آن را مى‏دهم»، يعنى: در آن، كسى شريك من نگشته است و با آن جز من، پرستش نشده است. پس در اين هنگام، خودم پاداش آن را بر عهده مى‏گيرم و به كسى ديگر، چه فرشتگان مقرّب و چه غير آنان، وا نمى‏گذارم؛ تا اندازه‏اى كه به من اختصاص يابد.9


منبع: كتاب «ماه خدا»، مولف: محمد محمدي ري شهري،
همكار: رسول افقي، مترجم: جواد محدثي،
تحقيق: مركز تحقيقات دارالحديث

پاورقی
1. تهذيب الأحكام: 4 / 152 / 420 عن الفضيل بن يسار عن الإمام الباقر عليه‏السلام، كتاب من لا يحضره الفقيه: 2 / 75 / 1773، الكافي: 4 / 63 / 6 عن أبي الصباح عن الإمام الصادق عليه‏السلام وفيه «عليه» بدل «به»؛ صحيح البخاري: 6 / 2723 / 7054 وص 2741 / 7100، مسند ابن حنبل: 3 / 16 / 7199 كلّها عن أبي هريرة وص 13 / 7177، صحيح مسلم: 2 / 807 / 165، السنن الكبرى: 4 / 454 / 8333، مسند أبي يعلى: 1 / 469 / 1001 كلّها عن أبي هريرة وأبي سعيد الخدري، سنن النسائي: 4 / 159 عن الإمام عليّ عليه‏السلام.
2. سنن الدارمي: 1 / 451 / 1719، مسند أبي يعلى: 5 / 358 / 5921 كلاهما عن أبي هريرة، مسند ابن حنبل: 3 / 69 / 7497 عن عبد اللّه‏ عن أبيه وكلاهما نحوه.
3. شرح نهج البلاغة: 20 / 296 / 385.
4. إحياء علوم الدين: 1 / 347؛ المحجّة البيضاء: 5 / 148، عوالى اللئالى: 1 / 273 / 97 و ص 325 / 66، بحار الأنوار: 70 / 42. و نيز بدون جمله: « فضيّقوا مجاريه بالجوع» در منابع زير آمده است: صحيح البخارى: 6 / 2624 / 6750، سنن ابن ماجة: 1 / 566 / 1779، مسند ابن حنبل: 4 / 313 / 12593 و ص 568 / 14044، سنن الدارمى: 2 / 776 / 2680.
5. محمّد، آيه 7.
6. عنكبوت، آيه 69.
7. رعد، آيه 11.
8. المحجّة البيضاء: 2 / 125؛ إحياء علوم الدين: 1 / 346.
9. النهاية: 1 / 270.

موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث شهر حدیث دانشکده علوم حدیث قم کنگره بين المللی بزرگداشت ثقة الاسلام کلینی دانشکده علوم حدیث تهران دانشکده مجازی علوم حدیث پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران انتشارات دارالحدیث