سبك در اصطلاح ادبيات عبارت است از روش خاص ادراك و بيان افكار به وسيله تركيب
كلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبير (1) . احاديثى كه صحت انتساب آنها به معصومين
ثابت است، مشتمل بر بديعترين كلمات و رساترين عبارات و جامعترين معانى مى باشند، به
طورى كه هر گونه كم و زياد و يا تغييرى در آنها واقع شود، سبك خاص بر هم مى خورد، و
ناقدان حديث كه با الفاظ و معانى آن كاملا مأنوس هستند، وقوع تصحيف يا تحريف را
گوشزد مى كنند، چنان كه در كلمات مرحوم علامه مجلسى راجع به بعضى احاديث و ادعيه
مشاهده مى شود . پيامبر اكرم (ص) فرموده است: «من فصيحترين عرب هستم...» (2) و نيز
فرموده: «جوامع كلم به من داده شده است» و حضرت امير المؤمنين على (ع) فرموده: «و
ما (خاندان رسالت) اميران سخن هستيم، و ريشه هاى آن در ما نفوذ كرده و شاخه هاى آن
بر ما گسترده شده است» (3) . علامه مجلسى درباره فصاحت رسول خدا (ص) فرموده است:
«آن چه از خطبه ها و جوامع كلم از آن حضرت نقل شده است، هيچ انس و جنى نمى تواند
همانند آن سخن بگويد، و آن فراتر از توان انسان و فروتر از كلام خداى رحمان است»
(4) . چنان كه علاء الدين قوشچى حنفى گويد: «بلغاء گفته اند: سخن على عليه السلام
فروتر از كلام خالق اما فراتر از سخن مخلوق است» (5) . و سعد الدين تفتازانى ـ
استاد علم بلاغت ـ (6) چنين گفته است: «به شهادت نهج البلاغه، زبان على (ع) از زبان
هر گوينده ديگر فصيح تر است» .
آهنگ دلنشين كلمات، و سجع دلپذير و دور از تكلف جملات، و معانى بلند عبارات، سبك
خاصى به احاديث معصومين (ع) بخشيده، و نورانيت سخنان ايشان، چشم و دل عموم صاحب
نظران را تسخير كرده است، به طورى كه در امتداد تاريخ مورد توجه كامل دانشوران و
شاعران و سخنوران بوده و هست، و صدها كتاب و رساله از مجموعه سخنان ايشان و شرح و
تفسير و ترجمه و تضمين آنها پرداخته اند. نمونه هايى از اين مجموعه ها كه بين خاص و
عام رواج يافته و به سمع و نظر هر دوست و دشمن رسيده، عبارت است از:
1) شهاب الاخبار، تأليف قاضى قضاعى، مشتمل بر قسمتى از سخنان نغز و حكمت آميز
پيامبر اكرم (ص)،
2) نهج البلاغه، گردآورى و گزينش: سيد شريف رضى، كه بخشى از خطبه ها و نامه ها و
كلمات قصار مولاى متقيان حضرت على بن ابى طالب (ع) را در برگرفته است، و نيز
مستدركات آنها،
3) صحيفه سجاديه، قسمتى از ادعيه امام چهارم حضرت زين العابدين (ع)،
4) غرر الحكم و درر الكلم، تأليف آمدى. شيوه گفتار در احاديث معصومين (ع) جمع بين
زيبائى و شيوائى الفاظ و كثرت معانى، و انسجام آنها با روح هدف و روش ايشان است،
چنان كه در خود احاديث بيان شده است، از امام صادق (ع) آمده است : «حديث ما را
اعراب نهيد (صحيح تلفظ كنيد و درست بنويسيد) زيرا كه ما خاندان، مردمى فصيح هستيم»
(7) . چنان كه از همان حضرت روايت شده كه فرمود: «از شما كسى فقيه به شمار نيايد
مگر اين كه گوشه ها (اشاره ها و كنايه هاى) كلام ما را بداند، و همانا سخنى از
سخنان ما بر هفتاد گونه بر مى آيد، كه از عهده تمامى آنها بر مى آييم» .
پى نوشت ها:
1- سبك شناسى، ج1، ص : د
2- بحار الانوار،ج 17، ص 158
3- نهج البلاغه، فيض الاسلام، ص 730
4- بحار الانوار، ج 17، ص 158
5- شرح تجريد، ص 186
6- شرح مقاصد، ص 301
7- الكافى،ج 1، باب فضل العلم، حديث 13؛ الوافى، ج1 ، ص 233
منبع: دايرة المعارف تشيع / ج 6، ص 148