تعداد بازدید : 256
0
قصّه آغاز وحي

۵

قصّه آغاز وحى

سيد ابراهيم علوى

شيخ ابوالفتوح رازى از مفسران امامى، دانشمندى است حق بين و روشنگر. او در تفسير خود سعى دارد اسرائيلياتى را كه وارد كتابهاى تفسير شده، پيرايش كند. وى پس از اشاره به پاره اى از آن احاديث سست و بى اساس، با صراحت تمام به تحليل آنها مى پردازد و ياوه و باطل بودنشان را مدلّل مى سازد؛ مثلاً در تفسير سوره احزاب و در توضيح آيه هاى مربوط به قصّه زينب دختر جحش و زيد پسر حارثه، غلام آزاد شده رسول اللّه صلى الله عليه و آله، چنين مى نويسد: «مفسّران گفتند آيت، درباره زينب بنت جحش آمده و درباره برادرش عبداللّه ابن جحش. رسول كس فرستاد، او را بخواست براى زيد بن حارثه. او مولاى رسول اللّه عليه السلامبود و آزاد كرده. او را از سبى جاهليّت خريد در سوق عكاظ، آزادش كرد و به فرزندى بپذيرفت. و چون رسول كس فرستاد و خطبه ۱ كرد، زينب پنداشت كه رسول او را براى خود مى خواهد، اجابت كرد. چون بدانست كه او را را براى زيد حارثه مى خواهد، ابا كرد و گفت: من دختر عمه رسولم و از اشراف زنان قريشم؛ كى روا دارم كه زن مولا باشم و برادرش عبداللّه جحش هم اين گفت. و اين زينب با جمال بود. خداى تعالى اين آيت فرستاد: «ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ إِذا قَضَى اللّه ُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ

1.خطبه: خواستگارى كردن.

2.احزاب (۳۳): آيه ۳۶.

3.احزاب (۳۳)، آيه ۳۷.

4.روض الجنان، ج ۹، ص ۱۵۷ ـ ۱۶۱.

5.اصولاً ماجراى زيد و زينب در سوره احزاب با پرداختن به مسئله تبنّى و فرزندخواندگى و دقّت در خود آيات ۳۷ تا ۳۹، كاملاً واضح است و در فهم آن، نيازى به چنان قصّه سازى و خيال پردازيها نيست و اين موضوع علاوه بر آنچه شيخ ابوالفتوح بدان اشاره كرده و علّامه شعرانى در تعليقات خود به آن پرداخته است، مى تواند موضوع مستقلى براى تحقيق قرآنى، حديثى و فقهى و اخلاقى باشد و اين مجال، بيانى بيش از اين نمى طلبد.

قصّه آغاز وحي
-1

۵

قصّه آغاز وحى

سيد ابراهيم علوى

شيخ ابوالفتوح رازى از مفسران امامى، دانشمندى است حق بين و روشنگر. او در تفسير خود سعى دارد اسرائيلياتى را كه وارد كتابهاى تفسير شده، پيرايش كند. وى پس از اشاره به پاره اى از آن احاديث سست و بى اساس، با صراحت تمام به تحليل آنها مى پردازد و ياوه و باطل بودنشان را مدلّل مى سازد؛ مثلاً در تفسير سوره احزاب و در توضيح آيه هاى مربوط به قصّه زينب دختر جحش و زيد پسر حارثه، غلام آزاد شده رسول اللّه صلى الله عليه و آله، چنين مى نويسد: «مفسّران گفتند آيت، درباره زينب بنت جحش آمده و درباره برادرش عبداللّه ابن جحش. رسول كس فرستاد، او را بخواست براى زيد بن حارثه. او مولاى رسول اللّه عليه السلامبود و آزاد كرده. او را از سبى جاهليّت خريد در سوق عكاظ، آزادش كرد و به فرزندى بپذيرفت. و چون رسول كس فرستاد و خطبه ۱ كرد، زينب پنداشت كه رسول او را براى خود مى خواهد، اجابت كرد. چون بدانست كه او را را براى زيد حارثه مى خواهد، ابا كرد و گفت: من دختر عمه رسولم و از اشراف زنان قريشم؛ كى روا دارم كه زن مولا باشم و برادرش عبداللّه جحش هم اين گفت. و اين زينب با جمال بود. خداى تعالى اين آيت فرستاد: «ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ إِذا قَضَى اللّه ُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ

1.خطبه: خواستگارى كردن.

2.احزاب (۳۳): آيه ۳۶.

3.احزاب (۳۳)، آيه ۳۷.

4.روض الجنان، ج ۹، ص ۱۵۷ ـ ۱۶۱.

5.اصولاً ماجراى زيد و زينب در سوره احزاب با پرداختن به مسئله تبنّى و فرزندخواندگى و دقّت در خود آيات ۳۷ تا ۳۹، كاملاً واضح است و در فهم آن، نيازى به چنان قصّه سازى و خيال پردازيها نيست و اين موضوع علاوه بر آنچه شيخ ابوالفتوح بدان اشاره كرده و علّامه شعرانى در تعليقات خود به آن پرداخته است، مى تواند موضوع مستقلى براى تحقيق قرآنى، حديثى و فقهى و اخلاقى باشد و اين مجال، بيانى بيش از اين نمى طلبد.

موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث شهر حدیث دانشکده علوم حدیث قم پایگاه جامع کنگره های مؤسسه دارالحدیث دانشکده علوم حدیث تهران دانشکده مجازی علوم حدیث پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران انتشارات دارالحدیث