۵
قصّه آغاز وحى
سيد ابراهيم علوى
شيخ ابوالفتوح رازى از مفسران امامى، دانشمندى است حق بين و روشنگر. او در تفسير خود سعى دارد اسرائيلياتى را كه وارد كتابهاى تفسير شده، پيرايش كند. وى پس از اشاره به پاره اى از آن احاديث سست و بى اساس، با صراحت تمام به تحليل آنها مى پردازد و ياوه و باطل بودنشان را مدلّل مى سازد؛ مثلاً در تفسير سوره احزاب و در توضيح آيه هاى مربوط به قصّه زينب دختر جحش و زيد پسر حارثه، غلام آزاد شده رسول اللّه صلى الله عليه و آله، چنين مى نويسد: «مفسّران گفتند آيت، درباره زينب بنت جحش آمده و درباره برادرش عبداللّه ابن جحش. رسول كس فرستاد، او را بخواست براى زيد بن حارثه. او مولاى رسول اللّه عليه السلامبود و آزاد كرده. او را از سبى جاهليّت خريد در سوق عكاظ، آزادش كرد و به فرزندى بپذيرفت. و چون رسول كس فرستاد و خطبه ۱ كرد، زينب پنداشت كه رسول او را براى خود مى خواهد، اجابت كرد. چون بدانست كه او را را براى زيد حارثه مى خواهد، ابا كرد و گفت: من دختر عمه رسولم و از اشراف زنان قريشم؛ كى روا دارم كه زن مولا باشم و برادرش عبداللّه جحش هم اين گفت. و اين زينب با جمال بود. خداى تعالى اين آيت فرستاد: «ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ إِذا قَضَى اللّه ُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ
1.خطبه: خواستگارى كردن.
2.احزاب (۳۳): آيه ۳۶.
3.احزاب (۳۳)، آيه ۳۷.
4.روض الجنان، ج ۹، ص ۱۵۷ ـ ۱۶۱.
5.اصولاً ماجراى زيد و زينب در سوره احزاب با پرداختن به مسئله تبنّى و فرزندخواندگى و دقّت در خود آيات ۳۷ تا ۳۹، كاملاً واضح است و در فهم آن، نيازى به چنان قصّه سازى و خيال پردازيها نيست و اين موضوع علاوه بر آنچه شيخ ابوالفتوح بدان اشاره كرده و علّامه شعرانى در تعليقات خود به آن پرداخته است، مى تواند موضوع مستقلى براى تحقيق قرآنى، حديثى و فقهى و اخلاقى باشد و اين مجال، بيانى بيش از اين نمى طلبد.