تبيين فرازي دشوار از نهجالبلاغه؛ سيلان روح پيامبر صلي الله عليه و آله در دست حضرت علي عليه السلام
دكتر علي .م. افضلي ۱
چكيده :
حضرت علي عليه السلام در نهجالبلاغه ميفرمايد: «هنگام فوت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، روح وي در دستم جاري شد و آن را به چهره خود ماليدم». عالمان اسلامي، در طول تاريخ، در ترجمه و شرح اين عبارت با اين معضل مواجه بودهاند كه چگونه ميتوان روح را ـ كه اكثر علماي مسلمان آن را موجودي غيرمادي دانستهاند ـ بهدست گرفته، آن را به چهره ماليد؟ هر يک از اين عالمان، سخن حضرت امير عليه السلام را به گونهاي ترجمه يا تفسير كردهاند. در اين مقاله، بعد از معرفي اين ترجمهها و تفسيرها و نقد و بررسي آنها، بر اساس احاديث معصومان عليهم السلام و آن بخش از ديدگاههاي حكيمان مسلمان (فيلسوفان و متكلمان) كه با روايات اسلامي هماهنگ و سازگار است، تفسيري خود را از سخن اميرالمؤمنين عليه السلام ارائه ميشود. کليدواژهها: شرح نهجالبلاغه، روح، روح حيواني، نفس ناطقه، تجرد روح، يا جسمانيت روح.
درآمد
در يكي از خطبههاي نهجالبلاغه ۲ ، عبارتي وجود دارد كه درک مراد واقعي آن را براي شارحان نهجالبلاغه
1.دانشيار مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران.
2.اين خطبه با عبارت «و لقد عَلم المستحفظون من اصحاب محمد صلي الله عليه و آله و سلم» آغاز ميشود. شماره خطبه در منابع استفاده شده در اين مقاله بهشرح زير متفاوت است: خطبه ۱۱۰: شرقي (خطبة الجادة). شماره اين خطبه در نرمافزار دانشنامه علوي، ۱۱۰ است، ولي در ديگر نرمافزارها، ۱۸۸ است. خطبه ۱۷۰: بيهقي فريد خراسان، خطبه ۱۸۰: ابنميثم بحراني (در اختيار مصباح السالكين)، خطبه ۱۸۵: ابراهيم خويي، خطبه ۱۸۷: بيهقي كيذري، خطبه ۱۸۸: آيتي، ابراهيم، ابنميثم بحراني (در المصباح)، اردبيلي، ارفع، افتخارزاده، انصاريان، قمي، ايراندوست، بنياد نهجالبلاغه، سيد محمد مهدي جعفري، دينپرور، راوندي، زماني نجفآبادي، سرخسي، شاهين، شريعت، شيرازي، عابديني مطلق، عمادزاده، فقيهي، فولادوند، فيض الاسلام، قزويني روغني، كاسب، مجد، معاديخواه، مقيمي، منصوري، نواب لاهيجاني، خطبه ۱۹۰: ابن ابي الحديد، مدرس وحيد، خطبه ۱۹۲: عبده، خطبه ۱۹۳: دخيل، فارسي، خطبه ۱۹۵: اوليايي، سپهر خراساني، شوشتري، مغنيه، خطبه ۱۹۶: حسيني شيرازي، هاشمي خويي، خطبه ۱۹۷: آقاميرزايي، احمدزاده، بهشتي، محمد تقي جعفري، دشتي، شهيدي، صبحي صالح، مبشري، علامه مجلسي، مكارم شيرازي، موسوي، مترجم ناشناس (قرن پنجم و ششم) خطبه ۲۲۵: كاشاني. همچنين اين خطبه در غرر الحكم و دررالكم، (۷ جلدي)، ج۶، ص۳ـ۲۵۲، حديث ۱۰۱۴۵ آمده است.
3.ابن ابي الحديد ميگويد: در روايتي ديگر هم آمده است: «فاضت نفسه في يدي؛ جان او در دستم جاري شد»؛ (شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۲۶۷).
4.در خطبه ۱۹۳ نهجالبلاغه (فيضالاسلام) نيز عبارتي نزديک به مضمون عبارت ياد شده وجود دارد. حضرت علي عليه السلام در اين خطبه نيز هنگام نجوا با رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در كنار قبر وي، به قبض روح شدن او چنين اشاره ميکند: «فاضت بين نحري و صدري نفسک؛ روح تو بين گلو و سينه من از بدنت خارج شد».
5.در معرفي اين ترجمهها و شرحها به ذكر اسامي مؤلفان آنها، به تربيت الفبايي و بدون ذكر القاب خاص، بسنده ميکنم. در فهرست منابعي كه در پايان مقاله آمده است، مشخصات كامل آثار آنها را آوردهام. همچنين غير از متوني كه به ترجمه يا شرح عبارت مورد نظر پرداختهاند، و حتيالامكان، همه آنها را در اين مقاله گرد آوردهام، به منابع ديگري نيز در باره نهجالبلاغه مراجعه كردم، اما ترجمه يا شرح بعضي از آنها ناتمام مانده و به خطبه مورد بحث نرسيدهاند؛ برخي ديگر در كتاب خود از اين خطبه يا عبارت ياد شده گذشتهاند و ذكري از آن نكردهاند و بعضي ديگر نيز عبارات نهجالبلاغه را بهصورت موضوعي دستهبندي و شرح كردهاند، اما عبارت مورد بحث را ذيل موضوعات خود نياوردهاند؛ اينان عبارتاند از: كساني كه ترجمه و شرح آنها ناتمام مانده و به خطبه ياد شده نرسيدهاند: آملي (تا خطبه ۱۶ را شرح كرده است)، محمدتقي جعفري (تا خطبه ۱۸۵ را تفسير كرده است)، خاكياسري (فقط حكمتها را ترجمه كرده است)، (طالقاني فقط تا خطبه ۸۱ را شرح كرده است)، شارح ناشناس قرن هشتم (فقط تا خطبه ۸۱ را شرح كرده)، قزويني حايري (تا خطبه ۳۵ را شرح كرده است)، نقوي قايني (فقط تا خطبه ۶۴ را شرح كرده است)، شيخ عباس قمي (فقط حكمتها را شرح كرده است)؛ كساني كه از خطبه گذشتهاند: اسماعيلي (از خطبه ۱۸۲ به خطبه ۲۲۷ رفته و خطبه مورد بحث را نياورده است)؛ كساني كه خطبه را آوردهاند، ولي عبارت ياد شده را ترجمه يا شرح نكردهاند: ابراهيم، بيهقي فريد خراسان، بيهقي كيذري، راوندي، زماني (عبارت را ترجمه كرده، ولي شرح نكرده است)، سرخسي و شيخالاسلامي؛ كساني كه عبارت ياد شده را در شرح موضوعي خود نياوردهاند: صوفي تبريزي، فاضل، كمپاني.
6.در تأليف اين مقاله به حدود هشتاد ترجمه و شرح نهجالبلاغه مراجعه كردهام و علاوه بر آنچه در فهرست منابع آوردها،م به آثار ديگري نيز مراجعه كردهام كه اسامي آنها در اين فهرست نيامده است. به اين ترتيب، منابعي كه براي اين مقاله به آنها مراجعه كردهام، افزون بر يكصد و سي منبع است. ترجمه تمام عبارات عربي در اين مقاله از نگارنده است. برخي از احاديث و يا عبارات ديگر متون را با تلخيص و حذف كلمات و جملات مياني، به صورت عبارتي متصل و يكپارچه آوردهام.